فراز و فرودهای شعر کودک و شعر نوجوان ایران در سه دهه پس از انقلاب

وضعیت ادبیات کودک در سال‌های پس از انقلاب
۲۹ مرداد ۱۳۹۸
لیندگرن
نامزدهای انجمن نویسندگان برای جایزه «لیندگرن»
۲۹ مرداد ۱۳۹۸
نمایش همه

فراز و فرودهای شعر کودک و شعر نوجوان در سه دهه پس از انقلاب

از شاعران و صاحب‌نظران عزیز شعر کودک، آتوسا صالحی و بابک نیکطلب برای راهنمایی‌هایشان ممنونم.  م.ح.

این پژوهش برای معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر انجام گرفت و سپس گزارشی از آن در سومین همایش ادبیات کودک دانشگاه شیراز (۱۳۹۰) ارایه شد.      

 

پیشگفتار

هدف تحقیق

مسئله‌ی پژوهش حاضر این است که فراز و نشیب‌های سه دهه شعر کودک و نوجوان در سال‌های پس از انقلاب در ایران را با رویکردی آسیب شناسانه بررسی و تحلیل ‌کند. روند این بررسی،‌ تاریخی و تحلیلی خواهد بود و به طور طبیعی چهره‌های تاثیرگذار شعر کودک و نوجوان و نمایندگان گرایش‌های گوناگون آن نیز معرفی خواهند شد.

پرسش‌های تحقیق

  • در این مقطع سی ساله، کدام جریانات شعری ظهور کرده‌اند؟
  • گرایشات و خصلت‌های مشترک شعر شاعران در هر مقطع چه بوده است؟
  • شعرها بر اساس کدام نظریه‌های ادبی سروده شده‌اند؟
  • جریانات شعری در کدام بستر اجتماعی شکل گرفته‌اند؟
  • در هر برهه، کدام شاعران و یا اهل نظر، نقش پیشرو و جهت دهنده داشته‌اند؟
  • آیا جریان عمومی شعر کودک، در مجموع، حرکتی رو به جلو داشته است؟
  • موانع و مشکلات پیش رو کدام‌اند؟

اهمیت موضوع

اهمیت بحث را با این پرسش مطرح می کنیم که:

چرا شعر کودک هم‌چون داستان کودک رواج ندارد؟

کتاب‌های شعر کودک در مقایسه با کتاب‌های داستان، کمتر تولید می‌شوند و این وضعیت آن‌قدر بدیهی است که نیاز به ارایه‌ی آمار ندارد. به نظر می‌رسد یکی از علل رواج بیشتر داستان نسبت به شعر، شمار بیش‌تر داستان‌نویسان ایران نسبت به شاعران ایران است. دیگر اینکه تعداد پرشماری از داستان‌های جذاب در ایران ترجمه و منتشر می‌شوند که موجب علاقه بیشتر مخاطبان به این قالب شده‌­اند، در حالی که شعرهای اندکی در حوزه شعر کودک یا شعر نوجوان به فارسی ترجمه شده‌ است که یکی از علت‌هایش ترجمه‌ناپذیری شعر و به­ویژه شعر عروضی است. امروزه حجم بالایی از فیلم‌های سینمایی، سریال‌های تلویزیونی، کارتون‌ها و حتی بازی‌های کودکانه و نوجوانانه در خارج کشور و یا در ایران منتشر می‌شوند که وجه مشترک همگی برخورداری از قالب داستان و یا جوهره‌ی داستانی است و همین برای نشان دادن رواج بیشتر داستان نسبت به شعر کافی به نظر می‌رسد. به ظاهر چنین وضعیتی از خاص بودن قالب شعر نسبت به داستان و ذاتا کم شمار بودن شعر نسبت به داستان در همه‌ی دنیا ناشی شده باشد که در این صورت، نمی توان و نباید کوشید که وضع را تغییر داد، زیرا امری طبیعی تلقی می‌شود. پیداست که حتی اگر به فرض حجم کتاب‌های شعر در دیگر کشورها با حجم کتاب‌های داستان یکسان بود، باز هم ترجمه‌ی کمتری از کتاب‌های شعر صورت می‌گرفت، زیرا آن‌گونه که رضا براهنی می‌نویسد، شعر بر کلام استوار است و کلام شعری با موسیقی و وزن و قافیه عجین است و آشکار است که چنین کلامی را نمی توان به سهولت ترجمه کرد، در حالی‌که داستان بیشتر بر طرح و پیرنگ استوار است و برگردان چنین ساختاری بسیار شدنی تر است. (براهنی، ۱۳۶۲: ۳۳۰ – ۳۳۲) پس ترجمه‌های انبوه داستان‌های غیر فارسی در ایران، پشتوانه‌های مهمی برای علاقه‌مند کردن بچه‌ها به داستان از یک سو و بالا رفتن سطح رقابت میان تألیف داخلی و ترجمه‌ی خارجی فراهم آورده و در نتیجه سطح داستان‌های تألیفی در ایران بالاتر رفته است. همین رواج بیشتر قالب داستان موجب شده است که در عمل حجم تولیدات تئوریک و نظری در حوزه‌ی داستان نیز بیشتر باشد. اصولا و به هر علت، کودکان ایرانی از شعر کمتر استقبال می‌کنند، تا جایی که در سال‌های اخیر از بحران شعر کودک و به ویژه بحران شعر نوجوان سخن رفته است. از باب نمونه عرفان نظرآهاری، شاعر پرمخاطب، در مقالات و نشست‌هایش از رکود شعر نوجوان انتقاد می‌کند. (نظرآهاری، ۱۳۸۲: ۵۴ – ۵۸) او در پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد خود نیز شعرهای شانزده شاعر را که بین سال‌‌های ۱۳۶۰ تا ۷۷ سروده شده‌اند، مورد بررسی انتقادی قرار می‌دهد. (نظرآهاری، ۱۳۷۹: ۳ – ۲۴). اگر این بحران را مفروض بگیریم، اهمیت بحث در این موضوع بیشتر عیان می‌‌شود.

به طور کلی می‌توان گفت که مشکلات و محدودیت‌های شعر کودک و رواج کمترش نسبت به داستان دو نوع است. یک نوع از این محدودیت‌ها به طبیعت شعر و روحیات مخاطب بازمی‌گردد و در واقع توقعات بی‌جای ما از شعر و شاعران است. مثلا سن نوجوانی سن گذار و عبور و اعتراض و بلاتکلیفی است و بنابراین شعر گفتن برای نوجوانان، اصولا دشوار است. چنین خصلتی را نمی‌توان تغییر داد مگر آن‌که طبیعت شعر به مرور زمان تغییر کند و مثلا از وزن و قافیه فاصله بگیرد و در نتیجه ترجمه‌اش سهل‌تر شود که در آن صورت هم  بعید به نظر می‌رسد که حجم آفرینش‌های شعری و داستانی یکسان شود. نوع دوم، معضلاتی است که می‌توان آن‌ها را شناسایی و ریشه‌یابی کرد و در رفعشان کوشید و از این راه به گسترش مخاطبان شعر و رواج بیشتر شعر کودک یاری رساند. در این صورت، نقش و ضرورت تلاش‌های نظری و از جمله تحقیق حاضر آشکار می‌شود. آن‌چه گفته شد، نباید این تصور را در ذهن ایجاد کند که ارزش شعر نسبت به داستان کمتر است، بلکه به این معناست که این دو قالب را از جهات بسیاری نمی‌توان مقایسه کرد.

پیشینه‌‌ی بحث

جست‌و‌جوهای ما نشان می‌دهد که تا کنون پژوهشی جریان‌شناسانه، جامع و تحلیلی در زمینه‌ی شعر کودک و نوجوان ایران انجام نگرفته است. کتاب‌های نظری و تاریخی ادبیات کودک اولا به سه دهه نظر نکرده‌اند، در ثانی بیشتر جنبه‌ی توصیفی داشته‌اند و نه تحلیلی و ثالثا جریان‌های شعری را از یکدیگر تفکیک نکرده و مختصات هر جریان را با نگاه به شرایط اجتماعی و نیز گرایشات ادبی و نظری خاص آن دوره بیان نکرده‌اند. آن‌چه خالی بودن این عرصه را بیشتر نشان می‌دهد این است که اصولا همان‌گونه که تولید شعر کودک نسبت به داستان کودک همیشه کمتر بوده، مطالعات نظری در این حوزه نیز کم شمارتر بوده است. اصولا نباید از یاد برد که نوشتن تاریخ و پیشینه در باره‌ی شخصیت‌هایی که اغلب در قید حیات‌اند دشوار است و متن حاضر نیز مدعی نیست که توانسته نمایی جامع در این موضوع ترسیم کند.

بخش‌های تحقیق

بخش‌ها عبارتند از سه محور که هر یک به یکی از نقاط تحول پس از انقلاب می‌پردازند. شاید در عمل هر یک از این سه برهه‌ی زمانی حدود یک دهه دوام و استمرار داشته‌اند و ما از آن‌ها با تعبیر دهه‌ی شصت و دهه‌ی هفتاد و دهه‌ی هشتاد نام خواهیم برد،‌ اما اصراری نیست که هر یک از سه مقطع را دقیقا منطبق بر یکی از سه دهه‌ی پس از انقلاب  تلقی کنیم.

در هر محور، کمی مقتضیات و شرایط اجتماعی مقطع مربوطه را مرور می کنیم و سپس به بررسی وضعیت شعر و شاعران آن دوره می‌پردازیم و می‌کوشیم علل رشد و افت آن دوره را در حد امکان شناسایی کنیم. بسیار مهم است که تاکید کنیم وقتی می‌گوییم شاعر دهه‌ی نخست (شصت) و یا دهه‌ی دوم (هفتاد) منظورمان دهه‌ای است که او شعر سرودن را در آن آغاز کرده‌ و یا کارهای مهم‌ترش را در آن مقطع سروده است، نه این‌که لزوما شعرش در همان دهه افول کرده و یا فعالیت شعری‌اش متوقف شده است. بعضی از شاعران شعر کودک در هر سه دهه فعالیت شعری داشته‌اند. بنابراین اگر به عنوان مثال، تعبیر «شاعران حلقه‌ی کیهان بچه‌ها» به کار می‌رود، لزوما به این معنا نیست که شاعر انحصارا به گروه و مکان خاصی تعلق داشته و یا در دیگر مقاطع زمانی شعر نگفته است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که در هر دوره و مقطعی، شاعران جدیدی به شاعران نسل‌های پیشین افزوده شده‌اند و نه این که لزوما طیفی طیف دیگر را کنار زده باشد.

مرز میان مفهوم کودک و نوجوان

پیش از هر نکته،‌ باید یادآور شد که دو واژه‌ی «کودک» و «نوجوان» که بارها پس از واژه‌ی «ادبیات» به کار گرفته شده‌اند، امروزه در بحث‌های تخصصی باید تا حد مقدور از یکدیگر جدا شوند. شهرام رجب‌زاده در یکی از نشست‌های تخصصی ماهنامه‌ی کتاب ماه کودک و نوجوان بر این نکته تاکید می‌ورزد که شعر نوجوان پیش از آن‌که به شعر کودک نزدیک باشد، به شعر بزرگسال نزدیک است. (رجب زاده، ۱۳۸۲: ۸۸ – ۹۳) به همین منظور، ما در عنوان این تحقیق، تعبیر شعر کودک و شعر نوجوان را به کار برده‌ایم و نه شعر کودک و نوجوان. می‌کوشیم این تمایز را در متن نیز رعایت کنیم و عنوان کلی شعر کودک و نوجوان را به کارنبریم، مگر آن‌جا که بحث بر نوعی اشتراک متمرکز باشد، از جمله ریشه‌های مشترک مشکلات شعر کودک و شعر نوجوان. نکته‌ی دیگر این است که به علت پیچیدگی‌های‌ دنیای نوجوانان و به تبع، دشواری‌هایی که در برقراری ارتباط با این قشر پیش روی ماست، به نظر می رسد که شعر نوجوان عرصه‌ای دشوارتر از شعر کودک بوده و عملا شاعران کمتری در سرودن شعر نوجوان ظاهر شده‌اند. با این همه، این تحقیق، وارد بحث در تفاوت‌ها میان شعر کودک و شعر نوجوان نشده و تنها در حد امکان به کودکانه بودن و یا نوجوانانه بودن شعرهای شاعران اشاره‌ می‌کند.

سه دهه‌ای که به اجمال بررسی خواهند شد، ‌بی ارتباط با تحولات اجتماعی نیستند. قصد این نیست که ادبیات را دنباله‌روی شرایط اجتماعی و سیاسی بدانیم و تقسیم‌بندی‌هایش را تابعی از رویدادهای اجتماعی بشماریم، بلکه چنین تاثیری متقابل است. اما در هرحال و در عمل، تحولات بیرونی بر ادبیات تاثیر گذاشته و می‌گذارند. نکته‌ی دیگر اینکه متونی که ما تا کنون در موضوع تاریخ ادبیات خوانده و یا در باره‌شان شنیده‌ایم، دوره‌های تاریخی را بر اساس فراز و فرودهای اجتماعی بررسی کرده‌اند. سه دهه‌ای که ما به بررسی آن‌ها پرداخته‌ایم، به این شرح‌اند:

دهه‌ی شصت، تقریبا از سال‌ ۱۳۵۸ (پیروزی انقلاب) تا ۱۳۶۸ (پایان جنگ)

دهه‌ی هفتاد، تقریبا از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۸

و دهه‌ی هشتاد، تقریبا از ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸

روش تحقیق

روش پژوهش در این مقاله، تاریخی – تحلیلی و روش گردآوری منابع، کتابخانه‌ای است. منابع تحقیق عمدتا آثار شعری شاعران شعر خردسال، شعر کودک و شعر نوجوان در سه دهه پس از انقلاب و هم‌چنین آثار نظری مربوط به این حوزه هستند.

  1. دهه‌ی شصت: (۱۳۵۸ ۱۳۶۸)

خصوصیات: تجربه‌گرایی نسل انقلابی و دینی، رواج شعر کودک، حلقه‌ی کیهان بچه‌ها

بعد از دوران مشروطه، ادبیات کودک، بیشتر توسط علمای تعلیم‌وتربیت و آموزگاران و یا نویسندگان و شاعرانی که دغدغه‌های آموزشی داشتند نوشته می‌شد. ادبیات کودک در سال‌های اوج‌گیری انقلاب نیز گاه هم‌چون حربه‌ای برای بیان دیدگاه‌های سیاسی بزرگسالانه مورد استفاده قرار می‌گرفت. اما در دهه‌ی نخست پس از انقلاب، اگر از آشفتگی سال‌های اولیه بگذریم، شعر کودک روند مستقل شدن هم‌چون شاخه‌ای مستقل در ادبیات را طی می‌کند. در این دوره، عواملی مانند آزاد شدن انرژی متراکم سال‌های پیش از انقلاب و از میان رفتن محدودیت‌ها و انحصارهای پیش از انقلاب،‌ هیجانات سال‌های پرشور انقلاب و جنگ (پیوند شعر با حماسه) ، دانش شعری، جوهره‌ی شعری شاعران، تخصصی و اختصاصی ( و نه تفننی ) شعر سرودن آن‌ها و جدی گرفتن شعرسرایی، وجود نشریات کودکانه که امکان عرضه‌ی شعر‌ها را فراهم آوردند، و ورود مضامین جدید به این حوزه، موجب شد که در شعر کودک (و کمترنوجوان) تحولاتی ایجاد شود. به رغم شرایط سخت انقلاب و جنگ و جامعه‌ای که هنوز تثبیت نشده است، ادبیات کودک و از جمله شعر کودک و شعر نوجوان در این برهه، نسبت به قبل به استقلال بیش‌تری می‌رسند. پاره‌ای از شعرها زیر تاثیر گرایش‌های دینی و انقلابی و جنگی در آن سال‌ها و هم‌چنین نیاز آموزش و پرورش به تامین شعر کودک برای نشریات و کتاب‌هایش، مضمون گرا، مناسبتی، آموزشی و تربیتی هستند و گاهی شعار جای شعر را می‌گیرد. از باب مثال یکی از شعرهای معروف مناسبتی که در عین حال ارزش شعری هم دارد، روز خوب پیروزی از مصطفی رحماندوست است که در کتاب فارسی پایه دوم منتشر می‌شود.

در عین حال باید به دو نکته توجه کرد:

اول اینکه باید شرایط خاص اجتماعی و احساسات غالب مردم ( و شاعر مردمی) را در آن دوره در نظر داشت.

دوم آنکه وقتی می‌گوییم شعر در آن دوره تا حدی مناسبتی و گاه نزدیک به شعار بوده، شعر آن دوره را با شعر دوره‌های بعد از آن قیاس می‌کنیم و نه با شعر پیش از انقلاب؛ وگرنه در شعر پیش از انقلاب هم – گذشته از استثناها ـ آموزش و بیان مستقیم و زبان بزرگسالانه موج می‌زند. از دیگر سو، در دهه‌ی نخست پس از انقلاب نیز در عین وجود اشعار مناسبتی و آموزشی، ارزش‌های شعری و عناصر خیال‌انگیز مشهودند.

مضمون‌های تازه در شعر کودک

رحماندوست می‌نویسد: «در ده سال نخست پس از پیروزی انقلاب، طرح موضوعات تازه‌ای در کتاب‌های کودکان مد نظر نویسندگان و شاعران قرار گرفت: … نادانی ریگان، صف نان، شهید، دفاع، خدا، قیامت، ترافیک، اجاره‌خانه، فوتبال، کشتی، تبعیض نژادی، گل‌های قالی و … که اغلب کودکانه نمی‌نمودند، به دایره‌ی موضوعات کار شده برای کودکان و نوجوانان راه یافتند.» (رحماندوست، ۱۳۷۶: ۱)

ورود مضامین تازه به شعر کودک شکل‌گرایانه و فرمایشی نیست، بلکه با نوعی اعتقاد و ایمان از ناحیه‌ی شاعران همراه است. با این همه شاعران این دوره، بیش از آن‌که به خواسته‌ها و مقتضیات سنی بچه‌ها توجه کند به نیازهایی که جامعه‌ی ایدئولوژیک برای آنان تعریف کرده است، (و البته خود شاعران هم جزیی از این جامعه به شمار می‌روند) می‌پردازد. توجه به مسایل اجتماعی مانند دین، انقلاب و جنگ هشت ساله، در شعر کودک هم وارد می‌شود.

شاعران حلقه‌ی کیهان‌بچه‌ها

اگر بخواهیم کانونی برای پاگرفتن شعر این دوره معرفی کنیم، از همه بیشتر نام هفته‌نامه‌ی کیهان بچه‌ها مطرح است که با سردبیری کسانی هم‌چون وحید نیکخواه آزاد، داریوش نوروزی، و سپس حدود یک ربع قرن توسط امیرحسین فردی اداره می‌شود. (در تهیه‌ی ویژه‌نامه‌ی شاپرک نیز شکوه قاسم‌نیا حضور دارد.) برخی از چهره‌های شعری این دوره که در جلسات مجله‌ی کیهان بچه‌ها حضور دارند عبارتند از: وحید نیکخواه، (که در این دهه شعرهایش را به کتاب درنمی‌آورد)، جعفر ابراهیمی با کتاب‌هایی از جمله  آواز پوپک (ابراهیمی، ۱۳۷۲)، شکوه قاسم‌نیا، با کتاب ماه و ماهی (قاسم نیا،۱۳۷۱)، محمد کاظم مزینانی با کتاب‌هایی از جمله آب یعنی ماهی (مزینانی، ۱۳۷۵)، اسدالله شعبانی با کتاب‌هایی از جمله گل آفتابگردان (شعبانی،۱۳۶۸)، ناصر کشاورز با کتاب‌هایی از جمله دویدم و دویدم، به یک پلنگ رسیدم (کشاورز،۱۳۸۸)، مصطفی رحماندوست با کتاب‌هایی از جمله دوستی شیرین است (رحماندوست، ۱۳۷۲)، بیوک ملکی با کتاب‌هایی از جمله بر بال رنگین کمان (گزیده‌ی شعرهای سال‌های ۶۱ تا ۶۸) (ملکی، ۱۳۷۰) و جواد محقق با کتاب‌هایی از جمله خواب خوب که بعدها منتشر می‌شود. (محقق، ۱۳۸۲). از دیگر شاعران کودکانه‌سرای این دهه (بیرون از حلقه‌ی کیهان‌ بچه‌ها) می‌توان از محمود مشرف تهرانی (م. آزاد) با کتاب‌هایی از جمله خاله سوسکه (م. آزاد، ۱۳۸۵)، قدمعلی سرامی با کتاب‌هایی از جمله شیرین‌تر از پرواز (سرامی، ۱۳۶۷)، برگزیده‌ی شورای کتاب کودک و علی اصغر نصرتی با کتاب‌هایی از جمله نخل خانه‌ی ما (نصرتی، ۱۳۶۷) نام برد. بنابراین می‌توان مهم‌ترین جریان شعری این دهه را حلقه‌ی کیهان بچه‌ها نامید.

گرایش به قالب واقعگرا در مقابل قالب فانتزی

تاثیرپذیری شاعر از وقایع بیرونی و تاریخ ساز انقلاب و جنگ، خواه ناخواه او را به سوی ثبت درست و امانتدارانه‌ی وقایع اجتماعی ترغیب می‌کند.

تاثیر کیانوش

شعر این دهه، اغلب متاثر از شعرهای محمود کیانوش است که موفق‌ترین و مهم‌ترین شاعر کودک در سال‌های پیش از انقلاب بود. قالب چارپاره که توسط کیانوش به قامت شعر کودک دوخته شد، رایج‌ترین قالب شعر کودک و شعر نوجوان در دهه‌ی شصت است. شعر کودک و شعر نوجوان در این دهه خودبسنده و تجربی است و به رغم تاثیری که از کیانوش گرفته، چندان در بند روی‌آوردن به مباحث نظری و یا انتشار مباحث نظری نیست. بنابراین بعد از کتاب نظری شعر کودک در ایران نوشته‌ی محمود کیانوش که پیش از انقلاب منتشر شده بود، (کیانوش، ۱۳۵۲) کتاب دیگری در حوزه‌ی نقد و بررسی شعر، وارد بازار نمی‌شود.

رشد مطبوعات

شعرهای شاعران (و نیز داستان‌ها) همیشه در مطبوعات، فرصت بهتری برای انتشار داشته و  دارند. به این جهت، افزایش مطبوعات در سال‌های پس از انقلاب و در دهه‌ی نخست، عرصه را برای  شعر باز می‌کنند. اتفاق‌هایی که در مطبوعات می‌افتد، هم نشان از رشد کمی دارد و هم کیفی. رشد کیفی شامل این موارد است: افزایش کارکرد رسانه‌ای، تنوع بر اساس گروه‌های سنی، تخصصی شدن موضوعی، تقویت بخش علمی، ارتباط و تعامل بیشتر با مخاطب، اهمیت دادن به مخاطبان برای تامین مطالب نشریه، غلبه‌ی تالیف بر ترجمه و اهمیت دادن به نقد و معرفی کتاب. البته در خصوص عامل «افزایش کارکرد رسانه‌ای» باید یادآور شد که چه این کارکرد افزایش پیدا کند و چه نکند، هر نشریه‌ی کودکانه و یا نوجوانانه‌ای نیاز به شعر دارد. به رغم آن‌چه گفته شد، یکی از مشکلات عرصه‌ی ادبیات کودک در این دهه این است که همه‌ی مطبوعات کودک و نوجوان، دولتی‌اند و گرچه در آن سال‌ها اعتماد هنرمندان انقلابی و دینی به دولت بیش‌تر است، با این همه، دست آن‌ها برای انتشار شعر در نشریات بسته است و نمی‌توانند هر شعر مخاطب‌پسند و لذت‌محوری را در نشریه چاپ کنند. در واقع شعر کودک هنوز متاثر از فضای غم‌انگیز جامعه‌ای درگیر جنگ و درگیری‌های داخلی است و چندان دل و دماغ ندارد.

تعهد شاعر، گرایش به محتوا و پرهیز از بازار

گفتیم که شاعران این دوره از آن‌جا که از نسل انقلابند و با نشریات کار می کنند ونشریات هم دولتی‌اند، خواه ناخواه شعر کودک به طرف محتوای مورد نظرجامعه‌ی انقلابی سوق پیدا می‌کند و به عبارت روشن‌تر آن‌طور که باید و شاید مخاطب‌گرا نیست. اتفاق بسیار مهمی که در دهه‌ی شصت روی می دهد، انتشار کتابی از منوچهر احترامی (با نام مستعار پورنگ)  است، با عنوان حسنی نگو یه دسته گل که در سال ۱۳۶۲ منتشر می شود. (احترامی، ۱۳۶۲) انتشار این اثر ازتریبونی غیردولتی (نشر دولتی و یا نشریه‌ی دولتی) با زبانی آهنگین و عامیانه و شکستن قالب‌های رایج شعر کودک، همراه با تصاویری تمام رنگی و کودک پسند، اصلا مورد توجه خواص قرار نمی‌گیرد و دست بالا کاری صرفا بازاری تلقی می‌شود که جایگاهی در شعر جدی کودک ندارد. اما به علت خالی بودن فضای کار کودک از شادی و نشاط و رنگ آن‌هم در دوران خون و حماسه و جنگ، باعث می‌شود که از همین کتاب کم حجم، طبق آن‌چه احترامی در مصاحبه اش می‌گوید، چنان استقبالی می‌شود که بعد از آن ۴۰۰ نوع حسنی به بازار می اید و تیراژ حسنی نگو یه دست گل به پنج تا شش میلیون نسخه بالغ می‌شود. (احترامی، [بی تا]) آن‌قدر کتاب‌های دیگر حسنی را به اسم این کتاب در بازار قالب می‌زنند و یا این کتاب را بدون اجازه‌ی شاعر و ناشر اولیه‌اش (نشر گزارش، کتاب‌های لاک‌پشت) منتشر می‌کنند که در واقع نمی‌توان به تیراژ واقعی این کتاب پی برد. شاعران انقلابی و متعهد هنوز حاضر نیستند اعتراف کنند که این کتاب کم حجم، که شاعرش از طنزنویسان مجله‌ی توفیق در سال‌های پیش از انقلاب است و شاید از بیم همین سابقه، کارش را با اسم مستعار چاپ کرده و اصولا داعیه‌ی کار برای کودکان ندارد، توانسته هنر را با بازار آشتی دهد. با این همه، چنان‌چه خواهیم دید، شاعران متعهد، در دهه‌ی بعد، کمی در دیدگاه‌ها و روش‌های خود تجدید نظر می‌کنند و راه آشتی دادن میان هنر و بازار را در پیش می‌گیرند.

فقدان نقد و نظریه

خصلت شعر و ادبیات کودک در این دوره، «تجربی کار کردن» است. به همین علت توجه به مطالعه و پژوهش و نقد و نیز ارتباط با رشته‌های مرتبط با ادبیات کودک کمتر است. بی دلیل نیست که دهه‌ی شصت، دهه‌ی غیبت نقد و پژوهش و بحث های نظری است. به نظر می‌رسد، نسل پس از انقلاب، آن‌طور که باید و شاید به دستاوردهای نسل‌های پیشین خود رجوع نمی‌کند و در پی آن است که متاثر از فضای انقلاب بنای تازه‌‌ای را بنیان بگذارد. این نسل گویی به این نتیجه رسیده است که باید همه چیز را از نو بسازد و بنابراین حرکتش تجربی است. این تجربه‌گرایی از سوی شاعرانی که به قشر متوسط و یا محروم تعلق دارند و پس از انقلاب، مجالی برای ظهور و بروز یافته‌اند، در این وضعیت بی‌تاثیر نیست. شاعران مهم این دوره، کم و بیش به نظام سیاسی برآمده از انقلاب اعتقاد دارند، اما ترجیح می‌دهند به جای ورود به میدان قدرت، برای بچه‌ها کار فرهنگی کنند. تجربه‌گرایی و روحیه‌ی پیشروی و پرکاری در زمینه‌ی شعر، آن‌ها را کمتر به این ضرورت می‌رساند که به عقب برگردند و کارهایشان را نقد کنند و بر یافته‌های دیگران اتکا کنند. درگیری‌های خونین سیاسی و هم‌چنین وضعیت اضطراری جنگ نیز، بسته بودن فضای جامعه را تشدید می‌کند و به غیبت نقد می‌انجامد.

در این دهه:

  • نقد نویس و پژوهشگر حرفه ای که کار اصلی‌اش نقد باشد نداریم
  • نقدهای جدی اندک‌اند، اما سطح نقدهای جدی نسبت به گذشته ارتقا می‌یابد
  • در نشریاتی مانند بچه‌های مسجد (حوزه ی هنری)، آیش (کانون)، کیهان بچه‌ها و مانند آن، نقدهایی منتشر می شوند که مخاطبان آن‌ها بیشتر خود بچه‌ها هستند.
  • نقدهای جدی گرچه ارزش آموزشی دارند، اما از لحن مناسبی برخوردار نیستند و اغلب رویکرد ایدئولوژیک دارند.
  • اغلب نقدها درباره‌ی آثار داستانی نوشته می‌شوند و شعرها کمتر نقد می‌شوند. (حجوانی، ۱۳۸۹: ۷۵ – ۹۹)

در مجموع، نقد در این برهه، برکنار است و موثر و جریان ساز نیست. جرقه‌های نقد شعر در سال‌های پایانی دهه‌ی شصت افروخته می‌شود، اما به جریانی مستمر بدل نمی‌شود. یکی از نخستین نقدهای پخته که لحنی متین و ملایم دارد، نوشته‌ای از محمود کیانوش است بر کتاب پشت یک لبخند از بیوک ملکی که می‌تواست برای جوانان تندرو و ناشکیب آن سال‌ها الگو باشد. (کیانوش، ۱۳۷۳) نقد کیانوش ستایشگرانه و مبتنی بر نوعی اعتراف هنری از سوی بهترین شاعر کودک پیش از انقلاب، بر ارزش‌های شعری شاعری جوان در این دهه به نام ملکی است. در واقع انتظار می‌رفت که نقد کیانوش هم مانند شعرش، شاعران و منتقدان را زیر تاثیر قرار ‌دهد، اما کیانوش، نقدنویسی را به عنوان کاری مستمر ادامه نمی‌دهد. در مجموع، نقد شعر کودک نیز (مانند نقد داستان) در این مقطع به یک جریان بدل نمی‌شود. نشریاتی نظری مانند قلمرو ادبیات کودکان یا پویش (کانون پرورش فکری) منظم منتشر نمی‌شوند و از این گذشته نقد فقط یکی از سرفصل‌های آن‌هاست.

افزایش کمی آثار

جوانانی که اعتماد به نفس‌شان سال‌ها سرکوب شده بود، به میدان می‌آیند که گرچه موجب افزایش کیفی می‌شود، اما به طور طبیعی افزایش کمی را هم در پی می آورد. بنابراین در کنار انتشار آثار نسبتا با کیفیت، بسیاری از آثار ضعیف و خام هم مجال انتشار پیدا می کنند. رحماندوست می‌نویسد: «پیش از انقلاب ۲۱ نفر برای یچه‌ها شعر گفتند. از این میان سه نفر شعر کودک را جدی گرفتند . از آن سه نفر هم دو نفر (محمود کیانوش و پروین دولت آبادی) به معنی درست شعر کودک نزدیک شدند و خیال، این عنصر فراموش شده را به شعرهای خود راه دادند. امروز ۱۶۱ نفر برای بچه‌ها شعر گفته‌اند که ۲۵ نفر از آن‌ها خود را شاعر کودکانه‌سرا می‌دانند. پیش از سال ۵۷، ما ۳۷ عنوان کتاب شعر کودک داشته‌ایم، اما در دهه‌ی اول انقلاب، تعداد ۲۰۰ عنوان کتاب شعر کودک در ایران منتشر شده است.» (رحماندوست، ۱۳۷۶: ۱۲ و ۱۳)

رشد تالیف

بدگمانی نسل انقلابی به نسل پیش و به بیگانگان و هم‌چنین احساس غرور و خود بسندگی نیز شرایطی را فراهم می‌آورد تا دهه‌ی شصت ( در شعر و داستان) بیش‌تر دهه‌ی تالیف باشد و کمتر کتابی از شعرهای شاعران فرهنگ‌های دیگر و یا تئوری‌هایشان ترجمه و منتشر ‌شود. البته این شرایط بعدها تعدیل می‌شود. (حجوانی، ۱۳۷۹: ۲۴ و ۲۵)

جدول ذیل نیز تا حدی نشانگر شرایط آن دوره است:

جدول ۱ مقایسه‌ی درصد تالیف نسبت به ترجمه بین سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۶۷

سال درصد
۱۳۴۷ ۱۷٪
۱۳۵۴ ۲۷٪
۱۳۵۷ ۷۸٪
۱۳۵۸ ۸۴٪
۱۳۶۷ ۵۰٪

 

نوستالوژی کودکی و روستا

بعضی شعرهای کودک در این دوره با حس نوستالوژی و یا حسرت و دلتنگی نسبت به گذشته همراهند. از این رو شاعران، دوران کودکی‌خود و بعضا زندگی روستایی و شهرستانی خود را وارد شعر می‌کنند. اغلب شاعران مطرح این دوره، یا کودکی خود را در شهرستان گذرانده‌اند و یا در روستا؛ کسانی هم‌چون جعفر ابراهیمی، اسدالله شعبانی، افسانه شعبان‌نژاد، مصطفی رحماندوست، محمد کاظم مزینانی، ناصر کشاورز و افشین علا. البته میزان  بازتاب روستا در شعرها متفاوت است.

. زمینه‌ی اجتماعی ایران هم با چنین گرایشی مناسبت دارد، زیرا یکی اهداف انقلاب، انتقال قدرت از مستکبرین و ثروتمندان شهرنشین به مستضعفین روستانشین است.

نوآوری

یکی از کتاب‌هایی که در این دوره نوآوری می‌کند کتاب  آب یعنی ماهی سروده‌ی محمد کاظم مزینانی است. این کتاب که پس از انتشار، هم شعرها و هم تصویرهایش (کار کریم نصر) مورد توجه قرار می‌گیرد، البته قالبی جدید ندارد، اما نگاهش به دنیای نوجوانی متفاوت است. این تفاوت را می‌توان به خصلت «تأویل پذیری» شعرهای مزینانی در این مجموعه نسبت داد. (مزینانی، ۱۳۷۵)

شعر در کتاب‌های درسی 

بحث در باب شعرهای کتب درسی موضوعی مستقل برای تحقیق است. از مواردی که می‌توان در آن تحقیق به آن‌ها پرداخت این است که:

  • آیا با توجه به شکوفایی شعر کودک و نوجوان در آن سال‌ها، در کتاب‌های درسی به شعرهای شاعران کودک و نوجوان معاصر توجه کافی شده است و یا شعر کهن نقش مهم‌تری داشته است؟
  • آیا ملاک انتخاب شعرها بیشتر ارزشی بوده و یا زیبایی‌شناختی؟
  • کدام فرد و یا گروه شعرها را انتخاب کرده‌اند
  • و سرانجام اینکه آیا عدالت لازم میان شاعران شعر کودک رعایت شده است؟
  • آیا شعر نوجوان که در دهه‌ی هفتاد رواج پیدا کرد، به کتاب‌های درسی راه یافت و مورد توجه آموزش و پرورش قرار گرفت؟

برداشت نگارنده این است که اهالی شعر کودک، در مجموع به این پرسش‌ها پاسخ منفی می‌دهند.

در پایان دهه‌ی شصت که با پایان گرفتن جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق هم‌زمان است، این دوره پایان می‌گیرد و جامعه احساس می‌کند که بعد از اثرات جنگ، نیاز به سازندگی و نشاط دارد. بنابراین شعری که پیش از آن بیشتر بر ارزش‌ها تکیه داشت، کم کم فروکش می‌کند و تا مدتی چهره‌ی جدیدی در شعر کودک ظهور نمی‌کند. چهره‌های جدید هم یا کم و بیش راه قبلی‌ها را می‌روند و یا کم‌فروغ‌تر از آنان ظاهر می‌شوند. بنابراین تا چند سال بعد از دهه‌ی هفتاد، شعر کودک و شعر نوجوان به نوعی خاموشی و یکنواختی و بلاتکلیفی دچار می‌شوند و تا مدتی نمی‌دانند چگونه خود را با شرایط اجتماعی جدید سازگار کنند.

 

دهه‌ی هفتاد: (۱۳۶۸ ۱۳۷۸)

خصوصیات: افت پس از جنگ، انشعاب شعری، رواج شعر نوجوان، رواج نقد، حلقه‌ی سروش نوجوان

دوره‌ی پس از جنگ از سوی دولت به عنوان شروع دوره‌ی سازندگی معرفی می‌شود، دوره‌ای که مردم پس از جنگی هشت ساله، در آن به آرامش، رفاه، نظم و آزادی نیاز دارند. البته در عمل بیش‌تر به بعد اقتصادی سازندگی توجه می‌شود. با این همه، مناسبات میان طیف‌های اجتماعی از جمله انقلابیون دیندار و ملی‌گراها مهربانانه‌تر و بیش از گذشته بر درک متقابل مبتنی می‌شود. به همین علت در شعر کودک و شعر نوجوان دهه‌ی هفتاد، توجه به میهن در کنار دین بیش‌تر می‌شود.  این بازنگری شامل شعر هم می‌شود.

پس از پایان جنگ، اتفاقی که در شعر بزرگسال می‌افتد،  نوعی حسرت از پایان حماسه‌ها و جا ماندن از قافله‌ی شهداست، همان فضایی که در شعر قادر طهماسبی (فرید) ترسیم می‌شود: «شهادت نردبان آسمان بود/ شهادت آسمان را نردبان بود/ چرا برداشتند این نردبان را؟/ چرا بستند راه آسمان را؟» (فرید، ۱۳۸۹) اما چنین حسرتی به شعر کودک و نوجوان راه نمی‌یابد.

رکود شعر پس از جنگ

قالب شعر بیشتر از قالب داستان با حماسه سروکار دارد. به این جهت، نوعی سردرگمی ناشی از پایان حماسه و شرایط جدید اجتماعی پیش می‌آید. یعنی به واسطه‌ی پایان دوران انقلاب و جنگ و عوض شدن فضای جامعه، جریان شعر کودک دچار وقفه می‌شود. دیگر تا مدت‌ها شاعرانی نوآور برای تداوم حرکت شاعران پیشین به میدان نمی‌آیند. آن‌ها که می‌آیند، هنوز از نظر قدرت شعرسرایی هم‌تراز شاعران دهه‌ی شصت نیستند، اما شاعران دهه‌ی قبل، (بجز وحید نیکخواه که میدان شعرسرایی را ترک می‌کند) هم‌چنان کار می‌کنند. شاید بعضی شاعران که در این حوزه، احساس شیخوخیت دارند، حاضرنباشند اعتراف کنند که شعر کودک دچار بحران شده است،‌ اما عکس‌العمل‌هایشان نشان از وجود چنین بحرانی دارد. در عین حال شاعران ساده و صادقی مانند جعفر ابراهیمی بی آنکه در صدد توجیه نسل خود به هر قیمتی باشند، اعتراف می‌کنند که: «رکود شعر کودک و کتاب‌های شعر برای کودکان در دهه‌ی اخیر، بر هیچ یک از شاعران، نویسندگان، ناشران و دست اندرکاران ادبیات کودک و نوجوان پوشیده نیست.» (ابراهیمی، ۱۳۷۸: ۱۶ و ۱۷)

رشد ترانه‌سرایی

از اتفاق‌های قابل ذکر در این دوره، رشد و گسترش «ترانه‌ی کودک» است که به نظر می‌رسد شاخص‌ترین چهره‌اش شکوه قاسم‌نیا باشد. ترانه‌ی کودک، شعر یا نظمی است که برای آهنگ‌سازی سروده می‌شود و اغلب منظومه‌ای موزیکال است . به نظر می‌رسد آزادی‌های اجتماعی و باز شدن جامعه پس از جنگ و گذر از دوران سخت‌گیری‌های دینی، که یکی از مظاهرش افزایش شبکه‌های تلویزیونی و گسترش موسیقی‌های شاد و متنوع است، در رشد ترانه سرایی موثر بوده باشد.

شاعران حلقه‌ی سروش نوجوان

می‌توان گفت که اگر دهه‌ی شصت، دوره‌ی شکوفایی شعر کودک بود، دهه‌ی هفتاد، (گذشته از سال‌های اولیه‌ی این مقطع) دهه‌ی درخشش شعر نوجوان است. منتهی باید پرسید که:

  • آیا این درخشش به چشم اهل ادبیات درخشش است و یا مخاطب نیز چنین حس می‌کند؟
  • چرا به شعر نوجوان توجه می‌شود؟
  • آیا می‌توان گفت که چون شاعران رفته‌رفته پا به سن می گذارند و بزرگ‌تر می‌شوند، مخاطبانشان هم بزرگ می‌شوند و از کودک به نوجوان تغییر می‌یابند و در نتیجه شعر نوجوان گسترش می یابد؟
  • هر چه هست، بعضی از شاعران دهه‌ی شصت، شیوه‌ی کار خود را تغییر می‌دهند و با عوض کردن مخاطبان خود موفق‌تر ظاهر می‌شوند. به عنوان نمونه بیوک ملکی مخاطبانش را در دهه‌ی هفتاد «نوجوانان» قرار می‌دهد. او در دهه‌ی شصت برای هر دو گروه سنی شعر می‌گفت، اما در دهه‌ی هفتاد بیشتر برای نوجوانان شعر می‌گوید و کارهای موفقی در حوزه‌ی شعر نوجوان انجام می‌دهد تا جایی که اغلب از او به عنوان بهترین شاعر نوجوانانه‌سرا نام می‌برند. از کتاب‌های او در این دهه می‌توان به در پیاده‌رو (ملکی، ۱۳۷۹) اشاره کرد. شاعر دیگر، قیصر امین‌پور البته نوآوری‌هایش در شعر بزرگسال بیش از درخشش او در شعر نوجوان است و به نظر می‌رسد نوجوانان هم شعرهای بزرگسالانه و در عین حال بی تکلف او را بیشتر می‌خوانند. از آثار اوست: به قول پرستو (امین‌پور، ۱۳۸۶). شاعران دیگری مانند افشین علا با کتاب یک سبد بوی بهار (علا، ۱۳۷۰)، بابک نیک طلب با کتاب‌هایی از جمله  تا خیابان خوشبخت، (نیک طلب، ۱۳۸۹)، شهرام رجب زاده (که در زمینه‌ی نقد بیش‌تر کار می‌کند) با کتاب دوچرخه‌ها گران‌‌اند (رجب زاده، ۱۳۸۰) سوزان ثمالی (که شعرهای سپیدش در سال ۶۸ تنها در مجله‌ی سروش نوجوان به چاپ می‌رسند و ظاهرا کتاب نمی‌شوند)، رودابه حمزه‌ای با کتاب‌هایی از جمله کلبه‌ی کوچک شاپرک‌ها (حمزه‌ای، ۱۳۷۵)، و مهروش طهوری با کتاب‌ دختر درون آینه (طهوری، مهروش، ۱۳۸۹)

شاعرانی هم بیرون از حلقه‌ی سروش نوجوان ظهور می‌کنند، مانند افسانه شعبان نژاد با کتاب‌هایی از جمله  شیشه‌ی آواز (گزیده‌ی شعرهای سال‌های ۶۵ تا ۷۲) (شعبان نژاد، ۸۳)، صفورا نیری با کتاب‌هایی از جمله سرخ و صورتی (نیری، ۱۳۶۹)، مجید ملا محمدی با کتاب آواز باران (کتاب سال کشور و برگزیده جشنواره‌ی سلام بچه‌ها)(ملامحمدی، ۱۳۷۸)، احمد خدادوست با کتاب‌هایی از جمله  دنیا چگونه شکل سیب است؟(خدادوست، ۱۳۷۵)، حمید هنرجو با کتاب‌هایی از جمله یاس نجمه (هنرجو، ۱۳۸۳)، ملیحه مهرپرور با کتاب‌هایی از جمله خنده‌ی آیینه (مهرپرور، ۱۳۷۳)، سید احمد میرزاده با کتاب‌هایی

از جمله آخرین شب پلنگ (گزیده‌ی شعرهای ۶۸ ۷۸ برای نوجوانان) (میرزاده، ۱۳۸۰)، حسین احمدی با کتاب پروانه و موشک (احمدی، حسین، ۱۳۸۳) و مهری ماهوتی با کتاب‌هایی از جمله چتر گل (ماهوتی، ۱۳۷۵)

اگر بخواهیم بازتاب شعرها را در ذهن منتقدان ارزیابی کنیم، علی اصغر سید آبادی و شهرام رجب زاده، منتقدان جدی حوزه‌ی شعر، که نقدهایشان جایزه‌ی جشنواره‌ی نقد را از آن خود کرده‌اند، و هم‌چنین منتقد پرکاری مانند جمال اکرمی کتاب ملکی یعنی در پیاده رو (ملکی، ۱۳۷۹) را می‌ستایند. (سیدآبادی، ۱۳۸۲: ۱۹۱ – ۱۹۵ [و] رجب زاده، ۱۳۸۲: ۱۷۱ – ۱۹۰ [و] اکرمی، ۱۳۸۱: ۵۶ – ۶۱) سید آبادی که تا آن زمان معتقد بود شعر کودک هنوز در سایه‌ی  محمود کیانوش قرار دارد، کتاب  ملکی را نخستین کتاب شعری معرفی می‌کند که از سایه‌ی کیانوش عبور کرده است. در مجموع، به نظر می‌رسد برآیند داوری منتقدان این باشد که آثار ناصر کشاورز در حوزه‌ی شعر کودک و بیوک ملکی در حوزه‌ی شعر نوجوان در جایگاهی برتر ایستاده‌اند.

انشعاب در شعر

فعال بودن شاعران دهه‌ی پیش و ظهور شاعران جدید، مانع از وجود بحران در زمینه‌ی شعر نیست. حتی می‌توان گفت که نوع برخورد متفاوت شاعران با این بحران،‌ به ایجاد نوعی انشعاب منجر می‌شود. این جدایی، قابل تشبیه به انشعابی است که در صف انقلابیون پس از انقلاب پیش آمده بود.

عامل نخست انشعاب: رویکرد مردمی و رویکرد روشنفکرانه

گروه اول، نگران کم رونقی شعر کودک و در جست‌و‌جوی راهی است تا بی‌میلی مخاطب را به شکلی چاره کند. چطور؟

اول: آن‌ها به ناچار فروتنانه اعتراف می‌کنند که کتاب حسنی نگو یه دست گل، (که درباره‌اش نوشتیم) توانسته هنر و بازار را با یکدیگر جمع کند. بنابراین توجه به لزوم لذت‌آفرینی و مخاطب‌محوری در میان شاعران شعر کودک و خردسال افزایش می‌یابد، بخصوص که جامعه، دوران سخت جنگ را پشت سر نهاده و شاعر به این نتیجه رسیده است که حتی اگر هدفش انتقال ارزش‌های دینی و انقلابی به مخاطب باشد، گام اول این است که مخاطب کار را بپسندد. بنابراین ریتم و موسیقی در شعر بیش‌تر می‌شود و رفته رفته قالب‌های جدید و متناسب با میل کودک و خردسال به کار گرفته می‌شوند. حتی شعر عامیانه و شکسته هم به رغم مخالفت‌های وزارت ارشاد (!) رواج می‌یابد.

دوم: بعضی شاعران در کنار خلق اشعاری «دلی» و هنرمندانه، به نوعی سفارشی‌نویسی نیز روی می‌آورند تا «دل» مخاطبان عام و کمتر علاقه‌مند به شعر را به دست آورند. در عین حال، این گروه،‌ حاضر نیست که نزدیک شدنش به مخاطب، به بهای پا گذاشتن روی ارزش‌های شعری باشد. به عبارت دیگر روا نمی‌دارد که انعطاف شعری‌اش به انحطاط شعری دچار شود. در این‌جا نگارنده اصراردارد که به سفارش قبول کردن یکجانبه نگاه نشود. واقعیت این است که باید دید چه کسی سفارش می دهد، چه چیز را سفارش می‌دهد و به چه کسی سفارش می‌دهد. اگر این چرخه و روند به صورت حرفه‌ای طی شود، نه تنها آسیبی به شعر و مخاطب نخواهد رسید که حتی جنبش و نشاط در بین شاعران افزایش خواهد یافت و اتفاقا از کنار کارهای سفارشی کارهای ناب و خلاق هم خواهند شکفت. اینکه می‌گوییم سفارش‌گیرنده باید حرفه‌ای باشد به این معناست که او خود را چنان در قبول هر نوع سفارش از هر نوع سفارش دهنده غرق نمی‌کند که کارش نازل شود و حجم و کمیت کارهای سفارشی هم آن قدر نخواهد بود که جا را برای کارهای خلاق تنگ کند. برداشت نگارنده این است که سفارش‌پذیری شاعران حرفه‌ای در این دهه، در یک معدل‌گیری کلی موجب نشد که آثار سفارشی آن‌ها نازل و بی ارزش شوند و آنان از کارهای خلاق باز بمانند.

سوم: شاعر پی می‌برد که می‌توان جاذبه‌های قصه را هم به شعر افزود و از این رو قالب «قصه‌ی منظوم» رواج بیشتری پیدا می‌کند. قصه‌ی منظوم مولودی دورگه و عبارت از نظمی است که قصه‌ای را روایت می‌کند.

با این توضیحات، می‌توان گفت که یکی از تفاوت‌های عمده میان نسل اول (دهه‌ی شصتی) و نسل دوم (دهه‌ی هفتادی) این است که نسل اول پرکارتر است و سفارش می‌پذیرد (البته با رعایت نسبی خط قرمزها) و نسل دوم کمتر به این کار تن می‌دهد. بنابراین نسل اول کمتر به این فکر می‌کند که کارهایش همیشه و لزوما صیقل خورده و تمیز روانه‌ی بازار شود، اما نسل دوم از این نظر سخت‌گیرتر است. می‌توان با اندکی تسامح و بدون ارزش گذاری، رویکرد اول را رویکردی مردمی و رویکرد دوم را رویکردی روشنفکرانه نامید. به عنوان نمونه، کافی است تولیدات اسدالله شعبانی را با تولیدات بیوک ملکی مقایسه کنیم. هر دو شاعرانی حرفه‌ای و موفق‌اند، با این تفاوت که کارهای ممتاز شعبانی را باید از میان حدود چهارصد شعر عالی و خوب و متوسطی که سروده است، شناسایی کرد؛ اما بیوک ملکی چنان به خود سخت گرفته که می‌توان گفت تعداد اندک آثارش همه خوب و عالی‌اند. ناگفته نماند که ملکی به علت همین سخت‌گیری‌هایش، از بازار شعر و جریان تولید جا مانده، اما خودش این خلوت‌گزینی و به‌گزینی را انتخاب کرده است.

عامل دوم انشعاب: تفاوت دیدگاه در تعریف مخاطب

یکی از کدهای مهم نسل دهه‌ی شصت (حتی اگر خود نیز ندانند که چنین کد مشترکی دارند) تعبیر «ویروس بزرگسالی» است. این تعبیر را نخستین بار، شکوه قاسم‌نیا در مقاله‌‌ای مهم با عنوان ویروس بزرگسالی در شعر کودک که شاید بتوان آن را یکی از مانیفست‌های این گروه به شمار آورد، به کار می‌برد. (قاسم‌نیا، ۱۳۷۴: ۳۰ – ۳۶). او مصداق ویروس بزرگسالی را در شعرهای کودکان چندان نشان نمی‌دهد اما پیداست که به مصادیقی عینی و گرایشی موجود در جامعه، بدون ذکر نام اشاره می‌کند؛ گرایشی که جنبه‌ی فردی و حاشیه‌ای ندارد وگرنه آن‌قدر مهم نبود که موضوع مهم‌ترین و جنجالی‌ترین مقاله‌ی قاسم‌نیا در حوزه‌ی شعر کودک باشد. به نظر می‌رسد بارزترین مصداق سخن او حلقه‌ی شاعرانی است که در ماهنامه‌ی ادبی سروش نوجوان با رهبری معنوی قیصر امین‌پور و راهنمایی‌های بیوک ملکی پا به این میدان می گذارند. از بعضی شاعران حلقه‌ی کیهان بچه‌ها که در این دهه، در کنار آثار هنرمندانه و شاید کم مخاطب،‌ سفارش نیز می‌پذیرند، می توان به شاعران مهمی هم‌چون اسدالله شعبانی، مصطفی رحماندوست، جعفر ابراهیمی، ناصر کشاورز شکوه قاسم‌نیا و محمد کاظم مزینانی اشاره کرد. در عین حال، همان‌طور که از جنبه‌ای دیگر اشاره شد، آنان امتحان خود را در سرودن اشعار هنرمندانه پس داده‌اند و قصدشان از پذیرش سفارش و آن هم بیشتر در حوزه‌ی شعر خردسال و کودک این نیست که ارزش‌های شعری را در پای سفارش، قربانی کنند، بلکه منظورشان این است که شعر را از رکود رها کنند و اگر مخاطب آن‌طور که انتظار دارند به سراغ آن‌ها نمی‌رود، خودشان چند قدمی به طرفش گام بردارند. قاسم‌نیا در خاطره‌‌ای که روزی برای نگارنده در ملاقاتی حضوری نقل کرد، گفت که روزی با دخترم ارغوان از کنار دکه‌ی روزنامه‌فروشی می‌گذشتم. ارغوان با دیدن چند کتاب نازل و بازاری شعر کودک، دستم را کشید و از من خواست که آن کتاب‌ها را برایش بخرم. من که بارها و بارها برای او شعر خوانده‌ و کوشیده بودم ذایقه‌ی شعری‌اش را ارتقا دهم، از درخواست او ناراحت شدم و مقاومت کردم، اما او دست بردار نبود و کتاب‌ها را می‌خواست. از همین نقطه به فکر فرو رفتم و احساس کردم که ما شاعران شعر کودک باید قدری در مخاطب شناسی خود و علایق خوانندگان شعر تجدید نظر کنیم. این خاطره که نقل به مضمون شد، نشان می‌دهد که شاعران موفقی هم‌چون قاسم‌نیا در موفق بودن شعر خود و دیگر شاعران هم‌سنخ و همراه خود تردید کرده‌ و در جست و جوی راهی برای برون رفت از این بحران بوده اند. آن‌ها به تدریج می‌کوشند تا در شعرهایشان توجه بیش‌تری به خواست و میل کودک نشان دهند. در نقطه‌ی مقابل، گرایش دومی قرار دارد که حاضر نیست از تخت ارزش‌های شعری‌اش پایین بیاید و دغدغه‌ی چندانی نسبت به کم اقبالی مخاطب به شعرهایش ندارد. از این رو کارهای سفارشی قبول نمی‌کند.

بعضی از شاعران حلقه‌ی سروش نوجوان عبارتند از: قیصر امین‌پور، بیوک ملکی، افشین علا، شهرام رجب زاده، بابک نیک طلب و شاعران نسل بعد از آن‌ها از جمله عرفان نظرآهاری، آتوسا صالحی، پروانه پارسا (مهدیه‌ نظری)، پدرام پاک‌آیین و مهروش طهوری. پاتوق اصلی این شاعران مجله‌ی سروش نوجوان است از سال ۱۳۶۷ منتشر می‌شود. در همان سال‌ها کیهان بچه‌ها مجله‌ای همسوتر با انقلاب اسلامی و دولت است، اما مجله‌ی سروش نوجوان همواره در دل خود نوعی اعتراض به پاره‌ای از سیاست‌های رسمی کشور (در عین اعتقاد به اصل نظام) را به همراه دارد. گروه سروش نوجوان در پاسخ به تعبیر «ویروس بزرگسالی»، تعبیر «کوچک‌انگاری» را به کار می‌برند که منظور کوچک‌انگاری مخاطب است. آتوسا صالحی یکی از شاعران حلقه‌ی سروش نوجوان، در میزگرد آسیب شناسی شعر کودک و نوجوان می‌گوید: «مسئله‌ای که قبلا مطرح بود، این بود که شعر ما با ویروس بزرگسالی مواجه بود، اما امروز فکر می‌کنم که شعر نوجوان با آفت کوچک‌انگاری مواجه شده است.» (صالحی، ۱۳۸۲: ۴۶ – ۵۳) درواقع سروش نوجوانی‌ها نمی‌پذیرند که ویروس بزرگسالی را وارد شعر کودک کرده اند بلکه راه خود را «جدی‌تر گرفتن مخاطب» قلمداد می‌کنند. آن‌ها تلقی جدیدی از مخاطب دارند.

بحث ویروس بزرگسالی و کوچک‌انگاری تا چه حد اختلافی واقعی است؟

نگارنده معتقد است که در عین جدی بودن بحث «ویروس بزرگسالی» و «کوچک انگاری»، این اختلاف را نباید چندان بزرگ کرد، زیرا گروه اول بیشتر به شعر کودک گرایش دارند و گروه دوم بیشتر به شعر نوجوان. در این میان تعریف متفاوتی که دو نشریه‌ی کیهان بچه‌ها و سروش نوجوان از «مخاطب نوجوان» دارند، قابل تامل است. هر دو نشریه، مخاطبان خود را نوجوانان معرفی می‌کنند، اما حتی تورقی ساده و گذرا نشان می‌دهد که نوجوانان مورد نظر کیهان‌بچه‌ها بیشتر نوجوانان دوره‌ی راهنمایی‌اند و نوجوانان مورد نظر سروش نوجوان بیش‌تر نوجوانان دوره‌ی دبیرستان‌اند. هم چنین کیهان بچه‌ها نگاهش به مخاطبان تهرانی و شهرستانی (در مجموع، اقشار کم‌درآمدتر، مذهبی‌تر و عام‌تر) است، در حالی که سروش نوجوان بیش‌تر چشم به طبقه‌ی متوسط، نسبتا مرفه و فرهیخته‌تر و علاقه مندتر به ادبیات دارد. می‌توان گفت که کیهان بچه‌ها مخاطب‌محورتر است و سروش نوجوان ادبیات محورتر. نتیجه اینکه باید گفت هر مجله بر اساس نگاه ویژه‌ی خود، مخاطبانی را نشانه رفته و مقتضیات و ملزومات این مخاطب‌گزینی را رعایت کرده است. به عبارت دیگر دور از ذهن نیست که بگوییم اختلاف این دو گروه، بر سر مخاطبی واحد نیست و به قول علمای منطق در این‌جا وحدت موضوع وجود ندارد و بنابراین تناقضی جدی (دست کم آن‌گونه که شاید ما تصور کنیم ) در بین نیست.

رواج نقد و بحث‌های نظری در نشریات تئوریک

در دهه‌ی شصت، نسلی را شاهد بودیم که انقلاب کرده و آمده بود تا همه چیز را از بنیان تغییر دهد؛ نسلی که به دستاوردهای پدرانش چندان خوش‌بین نبود و دوست نداشت که دنباله‌ی آنان تلقی شود. به همین جهت می‌کوشید کارهایش تازه باشد و پیداست که این تازگی که معنایش هشت سال و ده سال شعر سرودن است، کوتاه‌تر از آن بود که با نقد و بررسی همراه باشد. اما در دهه‌ی هفتاد، کم کم وقت آن فرا می‌رسد که شعر کودک از آن حالت پرشور و خود شیفته و آزاد و ناخودآگاه بیرون بیاید و به اصطلاح، خودش را نقد کند و از خودش فاصله بگیرد و در خود نظر کند و یا به تعبیری رویش را به عقب برگرداند و راه آمده اش را ارزیابی و به عبارت دیگر در آن تدبر کند؛ که معنای واژه ی تدبر، به عقب نگریستن و بازنگری است. شرایط اجتماعی هم این است که شاعر احساس می‌کند حالا که کشور از سال‌های اولیه‌ی انقلاب فاصله گرفته و نظام جا افتاده و جنگ هم تمام شده، دیگر می توان راحت‌تر از پیش، شرایط کشور را نقد کرد، خاصه این‌که آرمان‌های انقلاب هنوز محقق نشده‌اند. رواج نسبی گفت‌وگو و نقد نسبت به قبل، تاثیرش را بر نقد شعر کودک هم می‌گذارد، تا جایی که این دهه را می‌توان دهه‌ی رواج نقد در حوزه‌ی ادبیات کودک دانست. در دهه‌ی هفتاد و به طور مشخص از سال ۱۳۷۴ فصلنامه‌ی پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان از سوی مهدی حجوانی (نشر افق) تاسیس و به طور منظم منتشر می‌شود. دو سال پس از آن، ماهنامه‌ی کتاب ماه کودک و نوجوان (موسسه‌ی خانه‌ی کتاب) نیز با مدیریت احمد مسجد جامعی و سردبیری مهدی حجوانی پایه‌گذاری و منتشر می‌شود. این دو نشریه به علت اختصاص حجم قابل توجهی از صفحات خود به نقد و اصولا تمرکز بر نقد در کنار بحث‌های نظری و هم‌چنین انتشار نسبتا منظم، محل بحث و نقد و گفت‌و‌گوی جمعی از شاعران و ظهور منتقدان در این عرصه می‌شوند. به عنوان نمونه، پژوهشنامه شماره‌ی اول و دوم خود را به مبحث شعر اختصاص می دهد. بعضی از آن‌ها که در نقد و نظریه وارد می‌شوند، خود شاعران این عرصه هستند و بعضی دیگر، در بحث و نقد دستی قوی‌تر از سرودن شعردارند. فقط از باب نمونه می‌توان گفت که در هشت سال نخست انتشار ماهنامه‌ی کتاب ماه کودک و نوجوان، بیست و پنج تن از منتقدان و شاعران، هفتاد و یک نقد بر کتاب‌های شعر می‌نویسند (جدا از مقاله‌ها و میزگردها).

بعضی از منتقدان جدی‌تر و یا پرکارتر حوزه‌ی شعر عبارتند از: شهرام رجب‌زاده، علی اصغر سید آبادی، مهدی یوسفی، جمال اکرمی، جعفر ابراهیمی، منوچهر علی پور، عرفان نظرآهاری، حسین شیخ‌الاسلامی، مهروش طهوری، انسیه موسویان، مهدی طهوری، عزت‌الله الوندی، روح‌الله مهدی‌پور عمرانی، رودابه حمزه‌ای، هادی خورشاهیان، و فاطمه سالاروند.

در این میان باید به نقش سه نشریه‌ی تئوریک دیگر هم اشاره کرد: قلمرو ادبیات کودکان (حوزه‌ی هنری)، پویش و روشنان (هر دو از کانون).

قلمرو ادبیات کودکان فقط تا شماره ی ده منتشر می‌شود (شش شماره به سردبیری رضا رهگذر و چهار شماره به سردبیری مهدی حجوانی) .نشریه‌ی پویش (کانون پرورش فکری) نیز به سردبیری  رضا رهگذر تا شماره‌ی شش منتشر و سپس متوقف می شود. روشنان هم به سردبیری خسرو آقایاری از فروردین سال ۱۳۸۲ تا پاییز ۱۳۸۹ به شماره‌ی ده می‌رسد.

کتاب‌های نظری در باب شعر

در باب مسائل نظری شعر آثاری هم در قالب کتاب منتشر می‌شوند. از جمله می‌توان به  کتاب شعر در حاشیه از علی‌ اصغر سید آبادی، (سید آبادی، ۱۳۸۰) دو کتاب از منوچهر علی‌پور به نام‌های نقد و بررسی شعر کودک (علی پور، ۱۳۸۵) و پژوهشی در شعر کودک (علی پور، ۱۳۸۵) ، از این باغ شرقی (نظریه‌های نقد شعر کودک و نوجوان) از پروین سلاجقه (سلاجقه، ۱۳۸۵) شعر و کودکی از قیصر امین‌پور (امین‌پور، ۱۳۸۵)،  دریای عزیز از آتوسا صالحی (صالحی، ۱۳۷۸) و زیر گنبد کبود (بررسی صور خیال در شعر کودک و نوجوان ایران) از عبدالمجید نجفی (نجفی،  ۱۳۹۰) اشاره کرد. (این کتاب، در دهه‌ی هشتاد، پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد نویسنده بوده است.) قابل ذکر است که در این‌جا نام از کتاب‌هایی برده شد که موضوعشان فقط شعر کودک است وگرنه در این دوره آثاری نظری هم (تالیف و یا ترجمه) منتشر شده‌ و بحث‌هایی عام در باب ادبیات کودک (از جمله شعر) مطرح کرده‌اند که ما برای رعایت اختصار نامشان را نیاوردیم.

سخن اصلی کتاب شعر در حاشیه این است که شعر کودک در سایه‌ی شعر محمود کیانوش قرار دارد و حتی از قالبی که کیانوش وارد شعر کودک کرد، یعنی چارپاره خارج نشده است.

علی پور در کتاب نقد و بررسی شعر کودک به نقد و بررسی اشعار شاعران ادبیات کودکان هم‌چون عباس یمینی شریف، محمد کیانوش، مصطفی رحماندوست، جعفر ابراهیمی و قدمعلی سرامی پرداخته است. کتاب دیگر علی پور، پژوهشی در شعر کودک در برگیرنده‌ی موضوعاتی هم‌چون موسیقی و انواع آن در شعر کودک، صور خیال و بنیاد آن در شعر کودک و نقش زبان در ساختار شعر کودک است.

از این باغ شرقی مجموعه‌های شعر کودک و نوجوان ایران را در گستره‌ای وسیع بررسی و تلاش کرده است نظریه‌ها و ابزارهای نقد این اشعار را شناسایی کند.

جرقه‌ی کتاب شعر و کودکی نوشته‌‌ی امین‌پور با مقاله‌ای عالمانه با عنوان شعر هم‌چون بازگشت به کودکی در پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان (امین‌پور، ۱۳۷۴: ۸ – ۴۸) روشن می‌شود. در پیش‌گفتار این کتاب می‌خوانیم: « تنها می‌خواهیم بدانیم آیا می‌توانیم از دستاوردهای روشنگرانه‌ی روان‌شناسی پرتوی بر محدوده‌ی نامحدود و نامعلوم ذهن شاعر بیفکنیم، بی آن‌که دست و پای خویش، یا پر و بال شعر را در چارچوب نظریه‌ای خاص ببندیم.» (امین پور، ۱۳۸۵: ۹).

مخاطب کتاب دریای عزیز، نوجوانان هستند. کتاب نوعی آموزش غیرمستقیم به این گروه سنی است که می‌کوشد بیش‌ از آن که شیوه‌ی آموزش مستقیم را پی بگیرد، فضا و سلیقه و نگاه شعری را به نوجوانان انتقال دهد، مانند این‌که شاعر چگونه آدمی است. این کتاب، هم به دلیل غنای محتوایی و هم شیوه‌ی خاص و غیرمستقیمش، در غیبت آثار آموزشی برای نوجوانان، با استقبال معلمان ادبیات روبه‌رو می‌شود.

کتاب زیر گنبد کبود (بررسی صور خیال در شعر کودک) نیز صنایع لفظی و معنوی را در اشعار پنج شاعر حوزه‌ی کودک و نوجوان (جعفر ابراهیمی، مصطفی رحماندوست، افسانه شعبان نژاد، اسدالله شعبانی و بیوک ملکی) بررسی می‌کند. (نجفی، ۱۳۹۰)

منابع دیگری هم در قالب پایان‌نامه و در موضوع شعر کودک در ایران موجودند که در این تحقیق به ‌آن‌ها اشاره نمی‌شود.

اتفاق دیگر، رواج جشنواره‌های انتخاب آثار برتر در میان نهادهای دولتی، غیر دولتی و مجله‌هاست. بررسی نتایج جشنواره‌ها و چند و چون کار آن‌ها موضوع پژوهشی مستقل است.

می‌توان گفت که ظهور نشریات تخصصی نقد و کتاب‌های نظری و رواج جشنواره‌های انتخاب آثار برتر در حوزه‌ی شعر و در یک کلام رواج نقد و نظریه و بررسی، به این معناست که شعر کودک رفته‌رفته از آن حالت تجربی و ناخودآگاه خود بیرون آمده و در خود اندیشه می‌کند و کاستی‌ها و بحران‌هایش را پذیرا می‌شود، اگرچه راه‌ حل‌ها لزوما یکسان نیستند.

در مجموع، حجم نقدها، کیفیت و لحن آن‌ها و نیز بحث‌های نظری در باب شعر کودک در دهه‌ی هفتاد به مراتب در سطحی بالاتر از دهه‌ی شصت است.

 

دهه‌ی هشتاد: (۱۳۷۸ ۱۳۸۸)

خصوصیات: ظهور نسل معترض، نوگرایی در قالب و محتوا، تاثیرپذیری از ترجمه‌ی شعر، ظهور شاعران شهرستانی

شرایط اجتماعی و سیاسی تاثیرات خود را دارند، از جمله طرح مسئله‌ی ضرورت بومی‌سازی و مبارزه با مظاهر غربی، جدال بیشتر سنت و مدرنیته و تشدید نگاه امنیتی در حوزه‌ی فرهنگ و هنر از سوی دولت نهم که در مجموع به چالش بیشتر با روشنفکران و نخبگان می‌انجامد. نکته‌ی مهم، ظهور نسل جدیدی است که تفاوت‌هایی جدی با نسل‌های پیشین دارند. وضعیت در این دوره به گونه‌ای است که نسل جدید، دیگر آرمان‌گرا نیست، کمی سرخورده و رها شده است و به نسل‌های پیشین خود اعتراض دارد و نسبت به آن‌ها بی اعتماد است. نوعی گرایش به فردیت و مدرنیسم در این نسل مشهود است. آن‌ها به خلاف نسل اول که به «تکلیف» خود می‌اندیشید، به فکر «حق» خود هستند. با توجه به گسترش ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنت، استمرار گسترش آموزش عالی و ارتباط روشنفکران و تحصیلکرده‌های خارج با داخل، این نسل، بیش‌تر اهل فضای مجازی و اینترنت است و بیش‌تر از نسل اول و دوم دیگراندیش‌تر است و تعریفش از مخاطب و کار هنری متفاوت به نظر می‌رسد. علی اصغر سید آبادی در مقاله‌ای با عنوان شعر برای نسل زد، [Z] با تأکید بر تفاوت نوجوانان در نسل جدید، علایق نسبتا مشترک آن‌ها را چنین برمی‌شمرد: فوتبال، برند، موسیقی، موبایل، کامپیوتر شخصی، بازی‌های رایانه‌ای و اینترنت پرسرعت. (سیدآبادی، ۱۳۹۱: ۵۸ – ۶۶)

در دهه‌ی هشتاد، شاعران دو نسل پیش کم و بیش شعر می‌سرایند و حتی آثار برخی از آنان که در زمان خودشان در نشریات منتشر می شد، در این دهه در قالب کتاب منتشر می‌شوند. بعضی از شاعران جوانی هم که در دهه‌ی هشتاد به شعر سرایی رو می‌آورند، بدون نوآوری، در واقع همان راهی را می‌روند که دو دهه‌ی پیش پیموده شده بود. اما در دهه‌ی سوم پس از انقلاب، قالب‌های جدید شعر هم ظهور می‌یابند؛ قالب‌هایی که بیرون از شکل‌های سنتی، تاکید کمتری بر وزن وقافیه دارند و به نوعی ارتباط جدید با مخاطب‌ رسیده‌اند. گرایش جدید، نه خود را خانه‌نشین کرده و نه بر سنت شعری پیشین پافشاری می‌کند، ‌بلکه با روی آوردن به قالب‌های جدید و زبان جدید و دوری بیشتر از باید و نبایدها و پرداختن بیشتر به مضامینی هم چون عشق زمینی و پیوندش با  عشق آسمانی، راه تازه‌ای می‌گشاید و گویی اصرار دارد که حتی تعریف شعر را تغییر دهد.

یکی از فعال‌ترهای این گروه عرفان نظرآهاری است که هم پرکار است، هم خوب شعر می‌گوید و هم آثارش پرمخاطب‌اند. او در باب مسایل نظری هم کار کرده و همان‌طور که پیشتر اشاره شد در مقالات و نشست‌هایش از رکود شعر نوجوان انتقاد می‌کند. (نظرآهاری، ۱۳۸۲: ۵۴ – ۵۸) نظرآهاری در پایان نامه‌ی کارشناسی ارشد خود نیز شعرهای شانزده شاعر را که بین سال‌‌های ۱۳۶۰ تا ۷۷ سروده شده‌اند، مورد بررسی انتقادی قرار می‌دهد. (نظرآهاری، ۱۳۷۹: ۳ – ۲۴). شاید بتوان یکی از علل «گرفتن» شعرهای او در میان نوجوانان و جوانان را در پیوندی دانست که او در شعرش میان عشق آسمانی و عشق زمینی برقرار می‌کند و در کنار بسیاری از کتاب‌های مذهبی معمولی که گاه تاریخ زندگی پیشوایان مذهب‌اند و کمتر بر توحید و عرفان و اخلاق تکیه دارند، بر ارتباط بی‌واسطه و مستقیم و عرفانی با خداوند تاکید می‌ورزد. اولین اثری که از او مورد توجه قرار می‌گیرد، کتابی است به اسم کوله پشتی‌ات کجاست؟ (نظرآهاری، ۱۳۸۱)

شاعر دیگر این دهه داوود لطف‌الله است که قالب شعرش سنتی اما نگاهش متفاوت است، با کتاب‌هایی از جمله پرنده و فال (لطف‌الله، ۱۳۸۲). یکی از شاعرانی که برای بچه‌ها شعر سپید می‌سراید حسین تولایی است که شعرهایش گاه گیرا و گاه رمانتیک و تربیتی‌اند، از جمله، بیا چند شاخه حرف بزنیم (تولایی، ۱۳۸۸)

دیگرانی مانند حدیث لزر غلامی و علی اصغر سید آبادی به شعر گفتن هم‌چون یکی از دغدغه‌های حاشیه‌ای خود می‌پردازند و عملا کم‌کارند، اما منتقدان جدی شیوه‌های پیشین‌اند و در جست‌و‌جوی راهی تازه در شعر کودک. کتاب سید آبادی  بادکنک به شرط چاقو در قالب شعر سپید کودک منتشر و از سوی شورای کتاب کودک برگزیده می‌شود. (سیدآبادی، ۱۳۸۶) کتاب قوقولی غوغول از حدیث غلامی نیز اثری جسورانه است که گرچه قصه‌‌واره‌ای را روایت می‌کند اما پایان‌بندی‌اش به شیوه‌ی معمول قصه‌ها نیست و روایت، یکباره تمام می‌شود. (لزرغلامی، ۸۹)

از دیگر شاعران منتقد به شعر نسل گذشته در این دهه، می توان به عباس تَربُن اشاره کرد. تربن به نوعی طنز در شعر نوجوان روی آورده است. کتاب شعر او ماه روی صندلی جایزه‌ی جشنواره‌ی سلام را از آن خود می‌کند. (تربن، ۱۳۸۷). هم‌چنین از هدی حدادی شعرهایی سپید برای بچه‌ها در نشریات منتشر می‌شود. شاعران دیگری مانند محمود پوروهاب که بیشتر آثارش را در دهه‌ی هفتاد منتشر می‌کند، با کتاب‌هایی از جمله تو با ما قدم می‌زنی (پوروهاب، ۱۳۸۹)، آتوسا صالحی با کتاب  دلم برای تو تنگ است (صالحی، ۱۳۸۶، پیدایش)، مهدیه نظری (پروانه پارسا) با کتاب برسد به دست تو ای پادشاه جهان (برنده‌ی جایزه‌ی پروین اعتصامی) (نظری، ۱۳۸۸)، پدرام پاک آیین با کتاب سفرنامه‌ی بوی گل (پاک آیین، ۱۳۸۰)، کبری بابایی با کتاب من آدم آهنی شدم (بابایی، ۱۳۸۶)، هادی خورشاهیان با کتاب توی اخبار رادیو (خورشاهیان، ۱۳۸۱)، عزت الله الوندی با کتاب بچه‌ها دلم برایتان تنگ می‌شود (الوندی، ۱۳۸۱)، سید سعید هاشمی با کتاب پیاده رو شلوغ است (هاشمی، ۱۳۸۵)، شاهین رهنما با کتاب آبی لبخند (رهنما، ۱۳۸۶)، غلامرضا بکتاش با کتاب آفرین به آفتاب (بکتاش، ۱۳۸۲)، علی باباجانی با کتاب  بهار کی می‌آید؟ (باباجانی، ۱۳۸۳)، مهدی مرادی، با کتاب کلاغ سه شنبه (مرادی، ۱۳۸۵)، یحیی علوی فرد با کتاب  بهار ماندنی ( شعر آیینی برای کودکان و نوجوانان) (علوی فرد، ۱۳۸۷)، تقی متقی با کتاب بزغاله خانم (متقی، ۱۳۸۲)، مریم اسلامی با کتاب نامه‌ات همین الان رسید (اسلامی، ۱۳۸۷)، مریم هاشم پور با کتاب گنجشک پر، جوراب پر (برنده‌ی جایزه‌ی پروین اعتصامی) (هاشم پور، ۱۳۸۸)، محمد حسن حسینی با کتاب کلاس بهار (حسینی، ۱۳۸۴).

در واقع تعداد شاعران این عرصه بیش‌تر از این مختصری بود که آمد. آشکار است که نام بردن از تمام آن‌ها را باید به تاریخ تفصیلی شعر کودک و نوجوان واگذار کرد.

شاعران خوش‌ذوق و کم کار

نکته‌ی قابل توجه، آثاری است که به قلم شاعرانی منتشر می‌شود که شاعرانی خوش ذوق، اما (اگر نگارنده اشتباه نکند) کم کار و کناره‌نشین‌اند و شعر سرودن برای کودکان و یا نوجوانان دغدغه‌ی اصلی آنان نیست. آن‌چه در شناخت و معرفی این گروه از شاعران موثر بوده، نقدی است که از یک منتقد منتشر شده و اثر شاعر را هم‌چون پدیده‌ای قابل تامل به خوانندگان معرفی کرده است. شاعرانی که نگارنده آن‌ها را در جست و جوهای پراکنده و ناقصش از طریق نقد مکتوب شناخته، از این قرارند: علیرضا دهرویه، که شهرام رجب‌زاده کتاب او با نام آسمان می‌زند زیر آواز (دهرویه، ۱۳۸۲) را به عنوان اثری ارزشمند معرفی می‌کند. (رجب زاده، ۱۳۸۳: ۲۶ – ۳۶) این اثر در نشست نقد مخاطبان در مجله‌ی کتاب ماه کودک و نوجوان نیز مطرح می شود. (کتاب ماه، ۱۳۸۳: ۵۸ – ۶۰) نمونه‌ی دیگر، کتاب سنفونی سبز سروده‌ی رسول حسین لی است. (حسین‌لی، ۱۳۸۳) این کتاب مورد تحسین مهروش طهوری از منتقدان حوزه‌ی شعر کودک و نوجوان قرار می‌گیرد. (طهوری، مهروش، ۱۳۸۳: ۸۳ و ۸۴). هم‌چنین است قصه‌ی منظوم دریا پری، کاکل زری سروده‌ی گلی ترقی (ترقی، ۱۳۸۳) که زری نعیمی در نقدی با عنوان رئالیسم عاشقانه‌ی گلی ترقی آن را می‌ستاید. (نعیمی، ۱۳۸۳: ۶۸ – ۷۳) آخرین نمونه‌ای که نگارنده به آن برخورد، کتاب دریای من سروده‌ی جمال الدین اکرمی است (اکرمی، ۱۳۸۳) که انسیه موسویان آن را به عنوان اثری قابل توجه معرفی می‌کند. (موسویان، ۱۳۸۴: ۹۲ – ۹۵)

توجه به اشیا به جای مفاهیم

طبق اظهار سید آبادی، شعر دهه‌ی هشتاد، از مفهوم به سوی اشیا تمایل پیدا می‌کند: «شعر کودک و نوجوان در ایران در گذشته، بیش‌تر مفهومی بود. البته در دهه‌ی ۸۰ شعر کودک ایران هم از مفهوم فاصله می‌گیرد و کم‌کم اشیا در شعرها اهمیت پیدا می‌کند. حالا می‌توان گفت که تصویرگر هم بهتر است برای انتقال مفاهیم از اشیا مدد بگیرد.» (سیدآبادی، ۱۳۹۲: ۱۲)

تاثیر پذیری از اشعار ترجمه‌ای

شعر سرودن به شیوه‌ی شاعران دهه‌ی شصت و هفتاد، بر ادبیات کهن، ادبیات عامیانه و سنت شعری ایران تکیه دارد، اما نسل جدیدی که می‌خواهد در دهه‌ی هشتاد راه نرفته‌ای را بپیماید، تکیه‌گاهشان چیست؟ به نظر می‌رسد یکی از این منابع، آثار شاعرانی جهانی مانند شل سیلوراستاین یا دکتر زئوس باشد که کارهایشان را اولین بار رضی هیرمندی ترجمه و به جامعه‌ی ادبیات کودک ایران معرفی کرده است. (سایت کتابخانه ملی ایران [و] رضی هیرمندی در سایت ویکی‌پدیای فارسی)

فعال‌تر شدن شاعران شهرستانی

نکته‌ی دیگری که می‌توان در باره‌ی دهه‌ی هشتاد گفت، فعال‌تر شدن شاعران شهرستانی است. به نظر می‌رسد که این پدیده با رشد و گسترش اینترنت و امکان بیش‌تر ارتباط شهرستانی‌ها با پایتخت، مرتبط باشد. هم چنین باید به نقش نشریه‌ی جدی و مستمر سلام بچه‌ها در شهر قم و نشر بِهْ نشر در مشهد که به چاپ آثار شعری در زمینه‌ی کودک و نوجوان اهتمام ورزیده‌اند، اشاره کرد. بعضی از شاعران شهرستانی‌ این دوره عبارتند از: محمود پوروهاب، فریبرز لرستانی، احمد خدادوست، عباسعلی سپاهی یونسی، نوشین نوری، مریم زندی، بنفشه بروجنی، منیره هاشمی، غلامرضا بکتاش، علی باباجانی، سید سعید هاشمی، جواد محبت، مریم هاشم پور، سیداحمد میرزاده، شاهین رهنما، مهدی مرادی، مریم اسلامی، رابعه راد، مجید ملامحمدی، غلامرضا آبروی، احمد میرزاده، یحیی علوی فرد، داوود لطف‌الله، تقی متقی، عبدالمجید نجفی و دیگران.

عارضه‌ی تعطیلی نشریات

رویداد ناگوار در این دهه، تعطیلی نشریاتی مانند سروش نوجوان، روزنامه‌ی آفتابگردان، (دو نشریه برای نوجوانان) و گلبانگ (کانون) و پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان، دو نشریه‌ی نقد و نظر در باب ادبیات کودکان است. گلبانگ که از سال ۷۸ آغاز به انتشار کرده بود، پس از ۲۲ شماره از ادامه باز می‌ماند و پژوهشنامه پس از سیزده سال انتشار (۵۱ شماره) موقتا تعطیل می‌شود. در عین حال، این دهه، دهه‌ی رشد قابل توجه نشر غیر دولتی است.

شاعران بی‌حلقه                          

در مقابل دو حلقه‌ی کیهان بچه‌ها و سروش نوجوان، به ظاهر شاعران این دهه را نمی‌توان در حلقه‌ای گردآورد. عده‌ای در مجله‌های چلچراغ، دوچرخه و سلام بچهها اجتماع کرده‌ و کسانی در حلقه‌ای موسوم به حلقه‌ی چهارشنبه‌ها یا در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و یا در شهرستان‌ها گرد هم آمده‌اند. گویی پذیرفته نشدن و رسمیت نیافتن شاعران سرکش دهه‌ی هشتاد در جریان عمومی شعر کودک و نوجوان، خود را به شکلی تمثیلی، در پریشانی و نداشتن حلقه‌ای منسجم و یا شاید «حلقه‌گریزی» آنان نشان داده است. تولیدات اندک این گرایش هم گویی دورهمی‌های آنان را منتفی کرده است.

با نگاهی کلی می‌توان گفت که شعر نسل سوم هنوز قوام و تکثر پیدا نکرده و به شخصیتی مستقل نرسیده است و این با توجه به زمان اندکی که از ظهور آن می‌گذرد، طبیعی است.

کلیاتی در باره‌ی هر سه نسل

بحث ما در باره‌ی خصوصیات شعری و شاعران سه دهه‌ به پایان رسید. در ادامه نکاتی را برخواهیم شمرد که ممکن ایت قدری حاشیه‌ای به نظر برسند و اختصاص به دهه‌ی خاصی هم نداشته باشند مشایخ سه نسل

جلوداری در حوزه‌ی ادبیات با رهبری در حوزه‌ی سیاست متفاوت است. این جلوداری حتی گاه ناخودآگاه و ناخواسته است. در ضمن منظور از پیشوایی و جلوداری فقط خوب شعر گفتن نیست بلکه روحیه‌ی کار جمعی، وقت گذاشتن برای پیشبرد اهداف جمعی، دفاع از کیان جمع، جریان‌سازی، خوش‌فکری، تاثیرگذاری، داوری در جشنواره‌ها و سرانجام تربیت شاگرد است. هم‌چنین باید یادآور شد که منظور نگارنده ارزش‌گذاری و تحلیل عملکرد بزرگترها و جلودارها نیست. با این مقدمات، به نظر می‌رسد رهبری معنوی و یا شیخوخت ناخواسته و نانوشته‌ی شعر کودک در دهه‌ی اول با وحید نیکخواه، مصطفی رحماندوست و شکوه قاسم‌نیا ، در دوره‌ی دوم با قیصر امین‌پور و بیوک ملکی و در دوره‌ی سوم با احمد رضا احمدی و علی اصغر سید آبادی باشد. درباره‌ی احمدی باید گفت که او گرچه در مصاحبه‌ای در موضوع شعر کودک، با صراحت از شاعران کودک می خواهد که وزن و قافیه را رها کنند. (احمدی، ۱۳۸۰: ۴۰ – ۵۲) اما کمتر در باره‌ی شعر سخن گفته و یا نوشته است. تاثیر احمدی بر نسل جدید بیش‌تر به خاطر شعرهای بزرگسالانه و بی‌آلایش و هم چنین داستان‌واره‌های اوست که نگاه و نثر شاعرانه دارند. در عوض تاثیر سیدآبادی بیشتر به واسطه‌ی کتاب‌ها، مقالات و نقدهایی است که از او در موضوع شعر کودک منتشر شده‌اند.

تاثیر عمومی شاعران حوزه‌ی بزرگسال بر شعر کودک و شعر نوجوان

نکته‌ی دیگر، تاثیر شاعران حوزه‌ی بزرگسال بر شعر کودک و شعر نوجوان در همه‌ی دوره‌هاست تا جایی که شاید نوجوانان آثار برخی از آنان را که ساده و موثر شعر گفته‌اند، بیشتر از شاعران خوبی هم‌چون پروین دولت‌آبادی بخوانند. گذشته از قیصر امین پور و احمدرضا احمدی که ذکرشان رفت، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد بیش‌تر از همه و فریدون مشیری کمتر از آن دو بر حوزه‌ی کودک و نوجوان تاثیر نهاده‌اند. شاعران دیگری مانند احمد شاملو، م. آزاد، عمران صلاحی، حمید مصدق و بیژن جلالی نیز از این شمارند. پیش از انقلاب، کانون با مدیریت سیروس طاهباز، روشنفکران حوزه‌ی بزرگسال را فراخواند تا برای بچه‌ها بنویسند. گروهی برای بچه ها داستان نوشتند و جمعی برایشان شعر سرودند. شعر بعضی از شاعران نیز بی آنکه خواسته باشند برای بچه‌ها شعری بگویند برای استفاده در مجموعه‌های شعر نوجوانانه انتخاب شد. در نتیجه کتاب‌هایی در کانون پرورش فکری از شعر شاعران حوزه‌ی بزرگسال منتشر شد که بعضی از آن‌ها عبارتند از: می‌تراود مهتاب که گزیده ی شعر بزرگسال از شاعران است. (جمعی از شاعران، ۱۳۵۶) افسانه‌ (نیما یوشیج، ۱۳۵۷) ، تُرا من چشم در راهم (نیما یوشیج، ۱۳۷۱)، پریا از احمد شاملو (شاملو، ۱۳۸۵)، گل اومد بهار اومد سروده‌ی منوچهر نیستانی (نیستانی، ۱۳۴۷) و کارهای م. آزاد از جمله لی لی لی لی حوضک (م. آزاد، بی تا)

تحول در دیدگاه‌ها طی سه نسل

شاید بتوان گفت که هر چه از نسل اول شعری به نسل دوم و سوم حرکت کرده‌ایم به تدریج شاهد تغییر و تحولاتی، هم در زبان و قالب و هم در دیدگاه نسبت به زندگی بوده‌ایم که در موارد زیر جلوه کرده‌اند:

  • پرهیز از نگاه کلیشه‌ای و سوژه‌های تکراری مانند رسیدن ماهی‌ها به دریا، رسیدن قطره‌ها به رودخانه، تکرار کلاغ و گربه به ویژه در میان کتاب‌های کانون پرورش فکری
  • ظهور شاعر در مقام منتقد خود
  • گرایش به شهر در مقابل گرایش به روستا و حتی شهر را هم با نگاهی جدید تعریف کردن
  • نقد بزرگ‌ترها، اعتراض به آن‌ها و آزادی طلبی بیشتر، همان خصلتی که اصولا در نسل سوم جامعه‌ی ایران مشاهده می‌شود
  • ورود نوعی طنز به ویژه به شعر نوجوان (در شعر خردسال و کودک، این طنز پیش از این هم آمده بود)
  • هنجارشکنی در زبان و در قالب
  • وارد کردن نوعی اندیشه‌ورزی فلسفی و اجتماعی در شعر
  • مساوی انگاشتن خود با مخاطب
  • تصویرسازی‌های پیچیده‌تر
  • ابهام بیشتر به منظور وادار ساختن مخاطب به غور و تفکر
  • توجه بیشتر به اشیا در مقابل توجه به مفاهیم
  • حضور بیش‌تر شاعران شهرستانی

البته این تغییرات بیشتر در شعر نوجوان روی داده است و کمتر در شعر کودک. نکته‌ی قابل اعتنا در این میان این است که ظهور گرایش‌های جدید، باعث نشده که نفوذ قبلی‌ها کاملا از میان برود. هم‌چون نمونه می‌توان از ناصر کشاورز نام برد که گرچه فعالیت شعری خود را از از دهه‌ی اول و حلقه‌ی کیهان بچه‌ها آغاز کرده، اما هم‌چنان از بهترین‌های شاعران خردسال و کودک است و نگاه کودکانه در آثارش مشهود است. کشاورز در عین سفارش پذیری، آثار غیر سفارشی هم می‌سراید و منتشر می‌کند، مانند دویدم و دویدم، به یک پلنگ رسیدم (کشاورز، ۱۳۸۰) که هم برنده‌ی مداد بلورین جشنواره‌ی کانون می شود و هم به چاپ‌های متعدد می‌رسد. اما حتی آثار سفارشی او نیز ارزش‌های شعری دارند و بسیار پرفروش‌اند. سلسله کتاب‌های او با عنوان مشترک «می‌می‌نی و مامانی» ، که تا پایان سال ۸۹ به چاپ بیست و دوم رسیده‌اند، از پرفروش‌ترین و مشهورترین کتاب‌های شعر خردسال به شمار می روند. کتاب‌های مصطفی رحماندوست (شعر و غیر شعر) هم تا پایان سال ۸۹ مجموعا به تیراژ حدود هفت میلیون می‌رسند. گرچه گفته شده که تعدد ناعادلانه‌ی شعرهای ایشان در کتاب‌های درسی (و نادیده گرفتن بعضی از دیگر شاعران) و حضور فعال در نهادها و تلویزیون در این فروش و شهرت تاثیر داشته، اما نباید از نظر دور داشت که او تمام زندگی‌اش را وقف کودکان کرده و نزدیکی‌اش به دستگاه‌های دولتی موجب نشده که شعر گفتن را کنار بگذارد و یا شعرش را با دستگاه‌های رسمی منطبق کند. در واقع کسی او را با شناسنامه‌ای غیر از شاعر کودک نمی‌شناسد.

در مجموع، ظهور چهره‌ها و دیدگاه‌های جدید، جا را برای پیشکسوتان تنگ نمی‌کند، بلکه تنوع را در این حوزه موجب می‌شود. هم‌چنین می‌توان از افسانه شعبان نژاد، شاعر دهه‌ی هفتاد نام برد که متاثر از فضای جدید در دهه‌ی هشتاد، کتاب پرنده گفت شاعرم را که شعرهایی تقریبا سپید و نیمایی‌اند برای نوجوانان می‌سراید. (شعبان نژاد، ۱۳۸۶)

نکته‌ی مهم دیگر این‌که اگر از تقابل دو نسل می‌گوییم، منظورمان لزوما تقابل میان شاعران دو نسل نیست بلکه تقابل میان دو اندیشه و روش است. به عبارت دیگر گاه شاعران قدیم‌تر هم در روش‌های خود تجدیدنظر کرده‌اند. به عنوان نمونه‌ای از زنده بودن شعر شاعران سنتی می‌توان از حرکت تازه‌ای نام برد که چند سالی است از سوی شاعران نسل اول پس از انقلاب (حلقه‌ی کیهان بچه‌ها) آغاز شده و گئده‌ای به نام خانه‌ی شعر کودک شکل گرفته است. خانه در سال ۱۳۸۶ با دعوت شکوه قاسم‌نیا از چند شاعر شکل گرفته و جمعی خودمانی است که بهترین تعریفش همان «خانه» است که مهمان‌هایی دارد که گاهی دور هم جمع می‌شوند و گپ می‌زنند و اگر دلشان خواست، درباره‌ی شعر کودک درددل می‌کنند و حرف‌های تازه می‌زنند و یا برای انجام کاری مشترک، مانند چاپ آثاری با نام مشترک خانه‌ی شعر کودک قرار و مدار می‌گذارند. خانه تشکلی رسمی نیست که اساسنامه داشته باشد، ثبت شده باشد، عضوگیری کند، انتخابات برگزار کند و هیئت مدیره‌ای با جلسات منظم داشته باشد، گروه‌های کاری و مدیر داشته باشد و بودجه بندی کند. بعضی شاعران به این جمع پیوسته‌اند و بعضی دیگر همکاری خود را ادامه نداده اند. شاعران جوان و منتقد نیز به این خانه دعوت نمی‌شوند و گویی تمام پرسش‌هایی که درباره‌ی این جمع قابل طرح است، با همین خانه بودنش قابل توجیه و تفسیر است. تا امروز  شاعرانی که بیشتر به خانه رفت و آمد کرده‌اند، عبارتند از: شکوه قاسم‌نیا، مصطفی رحماندوست، افسانه شعبان نژاد، اسدالله شعبانی، بابک نیک طلب جعفر ابراهیمی و بیوک ملکی. این‌ها به مصداق ضرب‌المثل «دود از کُنده پا می‌شه»، در سومین دهه‌ی فعالیت شعری خود کارهای مشترکی (بعضا سفارشی) انجام داده‌اند، مانند مجموعه‌ای ده جلدی در کانون پرورش فکری، کار روی احادیثی از پیامبر اکرم (ص) و هم‌چنین قوانین شهروندی برای نشر شهر و کارهایی در دست انتشار. تازه‌ترین و مهم‌ترین کار این گروه، کتابی تصویری با نام هیچ، هیچ، هیچانه است که پنجاه و دو شعر خردسالانه و کودکانه را شامل می‌شود. (هیچ هیچ هیچانه، ۱۳۸۹) البته نمی‌توان تمام شعرهای این مجموعه را هیچانه دانست و اصولا درجه و غلظت هیچانگی در آن‌ها متفاوت به نظر می‌رسد، کما این‌که عباس تربن در نقدی بر این مجموعه، به این نکته اشاره می کند. (تربن، ۱۳۸۹) اما مهم این است که شاعران نسل اول از لزوم تغییر در نگاه و شیوه‌های خود غفلت نورزیده‌اند. این نسل اگردر سال‌های اول پس از انقلاب، بر ارزش‌های دینی و انقلابی تاکید داشت، بعدها صاحب فرزند شد و پذیرفت که بچه‌هایش مانند خودش نیستند. شاید امروز این نسل صاحب نوه شده و دریافته است که نوه‌ها هم شکل بچه‌هایشان نشده‌اند! به عبارت دیگر، شاعران قدیمی‌تر هم  متوجه عوض شدن زمانه هستند و از تفاوت نسل‌ها و تغییرات زمان آگاهند و در تلاشند تا از فضای آموزش و نصیحت بیش‌تر فاصله بگیرند، زیرا آن‌چنان که می‌دانیم، هیچانه‌ها (که در ادبیات قدیم به آنها مهملات گفته می‌شد و معادل واژه‌ی Nonsense است) بیشتر بر ریتم و موسیقی و قافیه و فرهنگ عامیانه تکیه دارند و نوعی معناگریزی در آن‌ها مشهود است. در عین حال، شاعران جوان‌تر که منتقد پیشکسوتان هستند، عقیده دارند که گرچه نسل شاعران سالخورده، متوجه گذر زمان شده‌ و به لزوم تطابق با دنیای جدید رسیده‌اند، اما لزوما توانایی سازگاری با مقتضیات جدید را ندارند. مثلا بعضی از شاعران نسل اول مانند بیوک ملکی اخیرا از پدیده‌هایی مانند اینترنت و چت اظهار نگرانی کرده و در شعر خود به جنگ آن‌ها رفته‌اند! هم‌چنین تصویری که بانویی شاعر از «مامان» در شعر خود ارایه می‌دهد، کماکان همان مادر و یا مادر بزرگ سنتی است، در حالی که امروزه مادربزرگ‌ها هم با گذشته فرق کرده‌اند. به نظر می‌رسد بعضی از نوآوری‌های شاعران دهه‌ی شصت، تنها نوکردن واژه‌هاست و نه نو کردن اندیشه و نوع تعامل با بچه‌های نسل جدید.

البته دیدگاه‌های نسل دهه‌ی هشتاد، تا جایی که نگارنده اطلاع دارد، هنوز مدون و منتشر نشده است. به هر جهت تاکید این نسل بر نوآوری تاکیدی متفاوت است. در مقابل، نسل قبل می گویند که نو شدن خوب است، اما نو شدن، لزوما به آفرینش شعر منجر نمی‌شود. آن‌ها اظهار  می دارند که بعضی از آثار شاعران دهه‌ی هشتاد، متاثر از ترجمه‌هایند و دیگر لباس ایرانی به تن ندارند.

به اعتقاد نگارنده ممکن است بازتاب مثبت بعضی از آثار کودک و نوجوان در خارج کشور و امکانات تازه‌ای که برای ارتباط با ناشران دیگر کشورها فراهم آمده است، در توجه بعضی از نویسندگان و شاعران ایرانی به مخاطبان عام و جهانی موثر بوده باشد.

به نظر می‌رسد عموم شاعران پیشکسوت و جوان به مقتضیات زمانه توجه دارند و در عین حال هر دو گروه در پی نوآوری‌اند، اما درجه‌ی توجه به مقتضیات زمانه و نیز میزان توانایی‌ تغییر یکسان نیست. در نهایت هر شیوه‌ای چه در حوزه‌ی نظری و چه در میدان شعر سرودن، علاقه‌مندان خاص خود را دارد، گرچه باید اذعان داشت که شعرهای مذهبی و مناسبتی که بر اطاعت کودک از نظم حاکم بر جامعه تاکید می کنند، در بین ناشران و دستگاه‌های دولتی و رسمی طرفداران بیشتری دارند و شعرهای هنجارشکن و گاه متفاوت با جریان عمومی جامعه، در میان روشنفکران و نه مخاطبان عام بیش تر مورد توجه قرار می‌گیرند.

اینک به نظر می‌رسد که طیف‌های شعر کودک، آگاهانه و یا ناخودآگاه برآنندکه خود و شرایط خود را بازتعریف کنند و وارد گفت و گو با یکدیگر شوند که این اتفاق، مثبت است.

در پایان گفتار باید بر نسبی بودن تقسیم‌بندی‌هایمان اذعان کنیم. حسن این بخش‌بندی‌ها و تمایزات این است که ذهن را باز می‌کنند و بحث می‌آفرینند. در واقع می‌توان گفت که این تقسیم‌بندی‌های اعتباری نشان می‌دهند که حوزه‌ی شعر کودک، بیش از گذشته به تنوع و چندصدایی رسیده است.

مشکلات عمومی شعر کودک و نوجوان در همه‌ی دوره‌ها

  • گذشته از بحث در باب مختصات هر یک از سه مرحله و سه گرایشی که شرحشان دادیم، شعر کودک و نوجوان در همه‌ی دوره‌ها از مشکلاتی رنج برده است. بخشی از این مشکلات – همان‌گونه که در ابتدای مقاله گفته شد – از طبیعت شعر ناشی می‌شوند و نمی‌توان آن‌ها را برطرف کرد. درست‌تر این‌که نمی‌توان آن‌ها را بحران نامید. بخش دیگر شامل نابسامانی‌هایی است که می‌توان آن‌ها را از میان برد. این مشکلات را می‌توان این‌چنین فهرست کرد:
  1. نگاه رسمی و آموزشی به شعر و توجه کمتر به شعر ناب
  2. توجه صوری، تبلیغی و غیرکارشناسانه به موضوعات مذهبی، به‌ویژه آنکه به علت تقاضای انبوه موسسات دولتی برای خرید کتاب‌هایی که آشکارا شناسنامه‌ی مذهبی دارند و حمایت تریبون‌ها و جشنواره‌های رسمی از تولید و انتشار آن‌ها، فروش کتاب‌های دینی تضمین شده است. در واقع دخالت دولت، موجب شده است که تولید و نشر کتاب‌های شعر مذهبی حالتی مصنوعی و گلخانه‌ای پیدا کند. از این‌جاست که شاعر و ناشر غیرمعتقد و غیر آشنا به دین هم ممکن است به سودای سود، به سرودن و انتشار کتاب‌های مذهبی دست بزنند. دیگر آن که گویی تقدس موضوعات مذهبی این توهم نادرست را در ذهن بعضی از بررسان و کارشناسان ایجاد کرده است که بهتر است از ضعف‌های تکنیکی و فنی شعر چشم‌پوشی کنند، در حالی که باید به عکس باشد، یعنی وقتی محتوای شعر، از جنس امور مقدس است، باید ساختار شعری و فنی آن محکم‌تر و زیباتر باشد
  3. رواج شعر سفارشی که وقتی از حد خود بگذرد، هم شاعر را از کار خلاق دور می‌کند و هم در ذهن مخاطب، کتاب‌های درسی و فضای خشک مدرسه‌ای را القا می‌کند.
  4. پیوند شعر کودک با سنت شعری ایران و ارتباط کمتر با شعر ترجمه و شاعران امروز دنیا که تغییر و تحول و ساختار شکنی را دشوار ساخته است
  5. عنایت بیش‌تر ناشران دولتی مانند کانون به شاعرانی که کارمندان کانون‌اند و حتی گاه سرودن شعر جزو وظایف اداری آنان محسوب می‌شود و از طرفی چاپ آثارشان در کانون تضمین‌ شده است.
  6. تکرار بعضی از بررسان شعرها در موسسات انتشاراتی‌ و نیز داوران در جشنواره‌های انتخاب آثار برتر
  7. وابستگی شعر به حیات نشریات دولتی و تیراژ ناشران دولتی و بازار کساد شعر (به ویژه شعر نوجوان و قصه‌ی منظوم) در حوزه‌ی نشر خصوصی
  8. کمبود نقد و مباحث آسیب شناسانه در باره‌ی این موضوع

کمبود نشست‌های شعر خوانی و نقد و بررسی شعر

  1. آشنا نبودن با مخاطب و منحصر ساختن مخاطب شناسی در شکل رسمی و نه تجربی و میدانی
  2. دیدگاه آموزشی نظام آموزش و پرورش کشور و توجه کمتر به شعر ناب و پرورش خیال و خلاقیت در دانش‌آموزان
  3. عقب بودن کتاب‌های درسی از تحولات شعر کودک و نوعی انحصار در انتخاب شعرها
  4. نبود ارتباط کافی میان طیف‌های گوناگون شاعران و سلایق شعری
  5. مشکلات اقتصادی پدیدآورندگان (شاعر، صاحبان نشریات و صنعت نشر)

جمع‌بندی

  • جریان عمومی شعر کودک و شعر نوجوان در ایران طی سه دهه، در مجموع و در قیاس با امور دیگر و با در نظر گرفتن پاره‌ای مشکلات اساسی کشور ما، حرکتی رو به جلو بوده اما خلل‌ها و پسرفت‌هایی نیز داشته است.
  • رکود و پسرفت شعر کودک و شعر نوجوان از یک نظر طبیعی است و به طبیعت شعر بازمی‌گردد و در واقع توقع بی‌جای ما از شعر است. اصولا رکود در این حوزه، به معنای توقف جریان شعری نبوده، بلکه کنار رفتن بعضی از شاعران و شیوه‌هایشان و ظهور شاعران جدید و شیوه‌های متفاوت بوده است. رکود اما از جنبه‌ای دیگر به طبیعت شعر مربوط نمی‌شود و با عملکرد ما ارتباط دارد و قابل برطرف شدن است.
  • به نظر می‌رسد علل عمده‌ی رکود که در هر سه دوره عمومیت داشته‌اند و گاه در مورد قالب داستان هم مصداق دارند، عبارت باشند از:

نگاه رسمی و آموزشی به شعر و توجه کمتر به شعر ناب، توجه صوری، تبلیغی و غیرکارشناسانه به شعر مذهبی، عنایت بیش‌تر ناشران دولتی به شاعرانی که کارمندان آن ناشرند، تکرار بعضی از بررسان شعرها در موسسات انتشاراتی‌ و نیز داوران در جشنواره‌های انتخاب آثار برتر، وابستگی شعر به حیات نشریات، کمبود نقد و مباحث آسیب‌شناسانه در باره‌ی این موضوع، کمبود نشست‌های شعر خوانی و نقد و بررسی شعرها، تکرار قالب‌های شعری سنتی و دوری از نوآوری و تجربه‌های جدید، پیوند شعر کودک با سنت شعری ایران (به خلاف داستان) و ارتباط کمتر با شعر ترجمه و شاعران امروز دنیا که تغییر و تحول و ساختار شکنی را دشوار ساخته است ، آشنا نبودن با مخاطب و منحصر ساختن مخاطب شناسی در شکل رسمی و نه مردمی، عقب بودن کتاب‌های درسی از تحولات شعر کودک و انحصار در انتخاب شاعران، نبود ارتباط میان طیف‌های گوناگون شاعران و سلایق شعری و مشکلات اقتصادی پدیدآورندگان (شاعر، صاحبان نشریات و صنعت نشر)

پیشنهادهای مقاله

شماری از پیشنهادها به حوزه‌ی شعر اختصاص ندارند و به کل عرصه‌ی ادبیات کودک و نوجوان مربوط می‌شوند. به طور کلی پیشنهادهای این مقاله برای ارتقا و گسترش شعر کودک و شعر نوجوان به این شرح‌اند:

  1. شناخت تجربی مخاطب کودک و نوجوان از طریق ارتباط و آشنایی بیشتر شاعران با مخاطبان
  2. شناخت علمی مخاطب از طریق مطالعه‌ی دستاوردهای رشته‌های دیگری که با ادبیات کودک مرتبط‌ند، مانند: روان‌شناسی، جامعه شناسی، زیبایی‌شناسی و فلسفه‌ی هنر، تعلیم و تربیت، تئوری ادبی و ارتباطات
  3. اصالت دادن و اولویت بخشیدن به زیبایی شعر و لذت بخشیدن به مخاطب در برابر ارزش‌های آموزشی و تربیتی

شاید در این باره نیاز به توضیح بیش‌تر باشد. بامطالعه‌ی تجربه‌های تاریخی شاعران در دیگر کشورها درمی‌یابیم در مقطعی که شعر آموزشی در غرب، جای خود را به هیچانه‌ها داد و به عبارتی لذت بخشیدن به مخاطب بر آموزش دادن به او پیشی گرفت، ادبیات کودک و نوجوان غرب وارد مرحله‌ای تازه شد و بیش از پیش پیشرفت کرد. در این باره، اگر هیچانه را در داستان کودک جست‌و‌جو کنیم، باید به داستان مهم آلیس در سرزمین عجایب (آلیس در شگفتزار) نوشته‌ی لوییس کارول (Lewis Carroll – ۱۸۳۲ – ۱۸۹۸)  اشاره کنیم و اگر هیچانه را در حوزه‌ی شعر دنبال کنیم، به شعرهای ادوارد لیر (Edward Lear – ۱۸۷۲ – ۱۸۸۸) نویسنده‌ی بزرگ سده‌ی نوزدهم می‌رسیم. (حجوانی، ۱۳۸۹، ۷۷ – ۸۱) اصولا نوآوری و شالوده‌شکنی در سنت شعر فارسی هم بسیار رخ داده است. نمونه‌اش اتفاقی است که در قرن چهارم هجری پیش می‌آید. ذبیح‌الله صفا قرن چهارم و اوایل قرن پنجم را دوره ای می شمارد که شاعران ایرانی از جمله فردوسی، رودکی، دقیقی، فرخی، عنصری و منوچهری، در آن به نوآوری در قالب و مضمون دست می‌زنند. (صفا، ۱۳۸۶، ۹۶ – ۱۳۶) شاید ما هم در ایران امروز در برهه‌ای به سر می‌بریم که نیاز داریم بیش از گذشته به زیبایی شعر و لذت بخشی به مخاطب بها دهیم و وارد دورانی جدید در ادبیات کودک و در این‌جا شعر کودک شویم.

  1. برگزاری نشست‌های شعرخوانی و نقد و بررسی شعر
  2. رواج بخشیدن به نقد مکتوب شعر کودک
  3. انجام پژوهش‌های نظری و میدانی در باب شعر کودک و تقویت جایگاه ادبیات کودک در دانشگاه
  4. استفاده از تجربه‌های دیگر کشورها
  5. توجه بیشتر دولت و نظام آموزش و پرورش کشور به شعر ناب و خلاق و تجدید نظر در شعرهای کتاب‌های فارسی مدارس، از جهت قوت شعرها و رعایت عدالت و تنوع در انتخاب شاعران
  6. اندیشیدن در باره‌ی مشکلات اقتصادی پدیدآورندگان (شاعر، صاحبان نشریات و صنعت نشر)

خاتمه

نگارنده تمام تلاش خود را به کار بست تا نمایی کلی اما منصفانه از شعر کودک و شعر نوجوان در سه دهه پس از انقلاب ترسیم کند. بی تردید، این نمای کلی، به علت اطلاعات محدود و بضاعت اندکش و هم به علت محدودیت‌های یک تحقیق کم حجم حق مطلب را ادا نکرده است. نگارنده با این کابوس درگیر بوده است که مبادا نام عزیزی از قلم بیفتد و یا حق زحمات دوستی ادا نشود. با این همه او ترجیح داده است که دانسته‌هایش را به رغم کاستی‌ها منتشر کند، با این امید که صاحبان اصلی شعر کودک و شعر نوجوان برای اصلاح و یا تکمیل حرف‌های او هم که شده، دست به کار شوند و تصویری بهتر و درست‌تر از رویدادهای این عرصه به دست دهند. بنابراین اگر خواننده برای درک فراز و فرودهای شعر کودک و شعر نوجوان پس از انقلاب، تنها به مقاله‌ی حاضر بسنده کند، احتمالا به خطا خواهد افتاد و دریافتش کامل نخواهد بود. بسیاری از مباحث این مقاله، جا برای تحقیقی مستقل دارند. برای نگارنده عجیب نیست اگر عمر و اعتبار مقاله‌اش محدود باشد، اما امیدوار است که نوشته‌اش جنبشی در این میدان ایجاد کند و باب گفت‌و‌گوی بیش‌تر را بگشاید.

چنین باد   

 

پی‌نوشت

  1. حجوانی، مهدی، (۱۳۸۹)، زیبایی شناسی ادبیات کودک، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چ اول
  2. حجوانی. مهدی، (۱۳۸۴)، (مدخل) «ادبیات کودک و نوجوان» دانشنامه‌ی زبان و ادب فارسی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، ج ۱، ص ۳۱۱ ۳۲۰
  3. حجوانی. مهدی، (۱۳۷۹)، «سیری در ادبیات کودک و نوجوان پس از انقلاب- ۱۳۵۸- ۱۳۷۸- بخش اول» پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان، تهران، بهار، ش ۲۰، سال پنجم
  4. حجوانی. مهدی، (۱۳۷۹)، «سیری در ادبیات کودک و نوجوان پس از انقلاب – ۱۳۵۸- ۱۳۷۸- بخش دوم» پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان، تهران، تابستان، ش ۲۱، سال پنجم
  5. حجوانی، مهدی، (۱۳۸۹)، «بررسی تحلیلی سیر نقد ادبیات کودک و نوجوان در ایران با نگاهی آسیب‌شناسانه به قالب های نقد»، مطالعات ادبیات کودک، ش ۱، ۷۵ – ۹۹

منابع

  1. ابراهیمی، جعفر، (۱۳۷۲)، آواز پوپک، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  2. ————— (۱۳۷۸)، «چهره دیگر شعر کودک، (به بهانه نقد کتاب چاقاله بادوم تنبل/ رفته کلاس اول)»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال سوم، ش ۲۷
  3. احترامی، منوچهر، [بی تا] مصاحبه‌ی مینو صابری با منوچهر احترامی، سایت فروشگاه آنلاین کتاب، sababook.com
  4. احترامی، منوچهر، [نام مستعار: پورنگ] (۱۳۶۲)، حسنی نگو یه دسته گل، تهران، کتاب‌های لاک‌پشت
  5. احمدی، احمدرضا، (۱۳۸۰)، «آیا مخاطب تخیل را محدود می‌کند؟» پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، س ۷، ش ۲۶، پاییز
  6. احمدی، حسین، (۱۳۸۳)، پروانه و موشک، چ اول، تهران، به نشر
  7. اسلامی، مریم، (۱۳۸۷)، نامه‌ات همین الان رسید، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  8. اکرمی، جمال، (۱۳۸۱)، «شاعری در پیاده­رو»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال پنجم، ش ۵۵، ص ۵۶ ـ ۶۱.
  9. ———— (۱۳۸۳)، دریای من، چ اول، تهران، شباویز
  10. الوندی، عزت الله، (۱۳۸۱)، بچه‌ها دلم برایتان تنگ می‌شود، چ اول، تهران، سوره‌ی مهر
  11. امین پور، قیصر، (۱۳۸۵)، شعر و کودکی، چ ۱، تهران، مروارید
  12. —————-  (۱۳۷۴)، «شعر هم‌چون بازگشت به کودکی»، پژوهشنامه‌‌ی ادبیات کودک و نوجوان، س ۱، ش ۱
  13. —————– (۱۳۸۶)، به قول پرستو، چ دوم، تهران، افق
  14. بابایی، کبری، (۱۳۸۶)، من آدم آهنی شدم، چ اول، تهران، امیرکبیر (کتاب‌های شکوفه)
  15. باباجانی، علی، (۱۳۸۳)، بهار کی می‌آید؟، چ اول، تهران، منادی تربیت
  16. براهنی، رضا، (۱۳۶۲)،  قصه نویسی، چ ۳، تهران، نشر نو
  17. بکتاش، غلامرضا، (۱۳۸۲)، آفرین به آفتاب، چ اول، تهران، سوره‌ی مهر
  18. پاک آیین، پدرام، (۱۳۸۰)، سفرنامه بوی گل، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  19. پوروهاب، محمود، (۱۳۷۸)،  صدای ساز باران، چ اول، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  20. تربن، عباس، (۱۳۸۷)، ماه روی صندلی، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 
  21. ———— (۱۳۸۹)، «هیچانه در تاریکی»، جهان کتاب، ش ۲۶۰ ۲۶۲، س ۱۵، دی و اسفند
  22. ترقی، گلی، (۱۳۸۳)، دریا پری، کاکل زری، چ ۳، فرزان روز 
  23. تولایی، حسین، (۱۳۸۸)، بیا چند شاخه حرف بزنیم، چ اول، تهران، علمی فرهنگی
  24. جمعی از شاعران، (۱۳۵۶)، می‌تراود مهتاب، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  25. جمعی از شاعران، (۱۳۸۹)، هیچ، هیچ، هیچانه، چ ۱، تهران، افق
  26. حجوانی، مهدی، (۱۳۸۹)،  زیبایی شناسی ادبیات کودک، چ ۱، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  27. ————— حجوانی. مهدی، (۱۳۷۹)، «سیری در ادبیات کودک و نوجوان پس از انقلاب- ۱۳۵۸- ۱۳۷۸-  بخش اول» پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان، تهران، بهار، ش ۲۰، سال پنجم
  28. ———- (۱۳۷۹)، «سیری در ادبیات کودک و نوجوان پس از انقلاب – ۱۳۵۸- ۱۳۷۸-  بخش دوم» پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان، تهران، تابستان، ش ۲۱، سال پنجم
  29. حسین لی، رسول، (ر. شالیزار) (۱۳۸۳)، سنفونی سبز، چ اول،‌ تهران، کتاب‌های شکوفه (امیرکبیر)
  30. حسینی، محمد حسن، (۱۳۸۴)، کلاس بهار، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  31. حمزه‌ای ، رودابه، (۱۳۷۵) کلبه‌ی کوچک شاپرک‌ها، چ اول، تهران، سروش
  32. خدادوست، احمد، (۱۳۷۵)، دنیا چگونه شکل سیب است؟ چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  33. خورشاهیان، هادی، (۱۳۸۱)، توی اخبار رادیو، چ اول، تهران، مولف
  34. دهرویه، علیرضا، (۱۳۸۲)، آسمان می زند زیر آواز، چ اول، تهران، قو
  35. رجب زاده، شهرام، (۱۳۸۰)، دوچرخه‌ها گران‌اند، چ اول، تهران، کتاب زمین
  36. —————–  (۱۳۸۲)، «این پیاده­رو تا سراسر زمین کشیده میشود»، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، س ۸، ش ۳۲، ص ۱۷۱ ـ ۱۹۰.
  37. —————- (۱۳۸۲)، [میزگرد] «شعر کودک و شعر نوجوان زیر یک سقف جا نمی‌گیرند»، کتاب ماه کودک و نوجوان، ش ۷، س ۶، ۳۱ مرداد
  38. —————— (۱۳۸۳)، «همصدا با آواز آسمان»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال هفتم، ش ۸۱، ص ۵۸ ـ ۶۰.
  39. —————– و مهروش طهوری (۱۳۸۳)، «پرسشهای فیلسوفان، پرسشهای بچه‌ها»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال هفتم، ش ۸۱، ص ۲۶ ـ ۳۶.
  40. رحماندوست، مصطفی، آبان ۱۳۷۶، «قصه‌های ما با تمامی بچه‌های دنیا حرف می‌زند.» کتاب ماه کودک و نوجوان، س ۱، ش ۱، ۱و ۳و ۴
  41. ————-  (۱۳۷۲)، دوستی شیرین است، چ اول، تهران، مدرسه
  42. رهنما، شاهین، (۱۳۸۶)، آبی لبخند، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  43. سرامی، قدمعلی، (۱۳۶۷)، شیرین‌تر از پرواز، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  44. سلاجقه، پروین، (۱۳۸۵)، از این باغ شرقی (نظریه‌های نقد شعر کودک و نوجوان)، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چ اول
  45. سیدآبادی، علی اصغر، (۱۳۸۰)، شعر در حاشیه، چ ۱، تهران، ویژه نشر، چ اول
  46.  ——————- (۱۳۸۲)، «عبور از سایه کیانوش»، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سال هشتم، ش۳۲،  ص ۱۹۱ ـ ۱۹۵
  47. ——————— (۱۳۸۶)، بادکنک به شرط چاقو، چ ۱، تهران، افق، چ اول
  48. ——————- (۱۳۹۱)، «شعر برای نسل زد»، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سال چهاردهم، دوره جدید، ش ۲ (پیدرپی ۵۳)،  ص ۵۸ ـ
  49. —————— (۱۳۹۲)، «از متن تا تصویر؛ گفت‌و‌گوی گروهی»، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سال پانزدهم، ش ۷ (پی‌در پی ۵۸)، ۶ -۳۰
  50. شاملو، احمد (۱۳۸۵)، پریا، تهران، خانه‌ ادبیات
  51. شعبان نژاد، افسانه، (۱۳۸۳)، شیشه آواز، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  52. —————- (۱۳۸۶)، پرنده گفت شاعرم، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 
  53. شعبانی، اسدالله (۱۳۶۸)، گل آفتابگردان، چ اول، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  54. صالحی، آتوسا (۱۳۷۸)، دریای عزیز (شعر به زبان ساده)، تهران، چشمه، چ اول
  55. ————- (۱۳۸۶)، دلم برای تو تنگ است، چ اول، تهران، پیدایش
  56. ————- (۱۳۸۲)، «نظریهزدگی در نقد؛ میزگرد آسیبشناسی شعر کودک و نوجوان»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال ششم، ش ۶، ص ۴۶ ـ ۵۳.۶
  57. صفا، ذبیح‌الله (۱۳۸۶)، تاریخ ادبیات ایران ج ۱ (خلاصه جلد ۱ و۲)، چ ۲۶، تهران، ققنوس
  58. طهوری، مهروش (۱۳۸۹)، دختر درون آینه، چ اول، تهران، قو
  59. علوی فرد، یحیی (۱۳۸۷)، بهار ماندنی ( شعر آیینی برای کودکان و نوجوانان)، قم، بوستان کتاب، چ اول
  60. علا، افشین‌ (۱۳۷۰)،  یک سبد بوی بهار، چ اول، تهران، افق
  61. علی پور، منوچهر، (۱۳۸۵)،  نقد و بررسی شعر کودک، تهران، تیرگان
  62. —————— ، (۱۳۸۵)،  پژوهشی در شعر کودک، تهران، تیرگان
  63. فرید (قادر طهماسبی)، (۱۳۸۹)،  به گریه گفتمش آری (وبلاگ شخصی)،blogfa.com
  64. قاسم نیا، شکوه، (۱۳۷۱)، ماه و ماهی، چ اول، تهران، قدیانی، کتاب‌های بنفشه
  65. ——– ، (۱۳۷۴)، (۱۳۷۴)، «ویروس بزرگسالی در شعر کودک»، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سال اول، ش ۲،  ص ۳۰ ـ ۳۶
  66. کشاورز، ناصر، (۱۳۸۸)، دویدم و دویدم، به یک پلنگ رسیدم، تهران، افق، چ دهم
  67. کیانوش، محمود. (۱۳۵۲)، شعر کودک در ایران، چ ۲، تهران، آگاه
  68. ——— (۱۳۷۳)، «دربهار پرده و قالی»، قلمرو ادبیات کودکان، ش ۷، ۸ – ۲۸
  69. لزرغلامی، حدیث، (۱۳۸۹)،  قوقولی غوغول، تهران، افق، چ اول
  70. لطف‌ الله، داوود (۱۳۸۲)، پرنده و فال، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چ اول
  71. م. آزاد، [محمود مشرف تهرانی] (۱۳۸۵)، خاله سوسکه، تهران، کارگاه آموزش و سرگرمی فردا
  72. —— ، [بی تا]، لی لی لی لی حوضک، تهران، فرزین
  73. ماهوتی، مهری، (۱۳۷۵)، چتر گل، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی (حوزه هنری)، چ اول
  74. متقی، تقی (۱۳۸۲)، بزغاله خانم، تهران، قو، چ اول
  75. محقق، جواد (۱۳۸۲)، خواب خوب، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، چ اول
  76. مرادی، مهدی (۱۳۸۵)، کلاغ سه شنبه، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، چ اول
  77. مزینانی، محمد کاظم، (۱۳۶۸)،  آب یعنی ماهی، تهران، نهاد هنر و ادبیات ، چ اول
  78. ملامحمدی، مجید، (۱۳۷۸)، آواز باران، تهران، قو ، چ اول
  79. ملکی، بیوک، (۱۳۷۰)، بربال رنگین کمان [شعرهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۸]، تهران، سروش، چ اول
  80. ملکی، بیوک، (۱۳۷۴)، پشت یک لبخند، تهران، قدیانی
  81. ————– (۱۳۸۲)، در پیاده رو، تهران، منادی تربیت
  82. ————– (۱۳۸۷)، بیا بگیر سیب را، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، چ اول
  83. موسویان، انسیه (۱۳۸۴)، «دوباره به طبیعت نگاه کن»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال هشتم، ش ۹۶، ص ۹۲ ـ ۹۵

 

  1. مهرپرور، ملیحه (۱۳۷۳)، خنده آیینه، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، چ اول
  2. میرزاده، احمد (۱۳۸۰)، آخرین شب پلنگ (گزیده‌ی شعرهای ۶۸ ۷۸ برای نوجوانان)، مشهد، به نشر (کتاب‌های پروانه) ، چ اول
  3. نجفی، عبدالمجید،  (۱۳۹۰)، زیر گنبد کبود (بررسی صور خیال در شعر کودک و نوجوان ایران)، تهران، سوره‌ی مهر، چ اول
  4. نصرتی، علی اصغر (۱۳۶۷)، نخل خانه‌ی ما، تهران، امیرکبیر (کتاب‌های شکوفه)، چ اول
  5. نظرآهاری، عرفان (۱۳۷۹)، «در شعر نوجوان ما گرگی در کمین نیست»، پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان، سال ششم، ش ۲۱، ص ۳ ـ ۲۴.
  6. —————— (۱۳۸۱)، کوله پشتی‌ات کجاست؟، مشهد، به نشر (کتاب‌های پروانه)
  7. ـــــــــــــــ (۱۳۸۲)، «پیش از تجربه شعر نگویید»، کتاب ماه کودک و نوجوان، سال ششم، ش ۶۶، ص ۵۴ ـ ۵۸.

 

  1. نظری، مهدیه، (۱۳۸۸)، برسد به دست تو ای پادشاه جهان، تهران، پیدایش، چ اول
  2. نیری، صفورا، (۱۳۶۹)، سرخ و صورتی، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چ اول 
  3. نیستانی، منوچهر، (۱۳۴۷)، گل اومد، بهار اومد، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چ اول
  4. نیک‌طلب، بابک، (۱۳۸۹)، تا خیابان خوشبخت، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چ اول
  5. نیما یوشیج، (۱۳۵۷)، افسانه، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  6. ———- (۱۳۷۱)، ترا من چشم در راهم، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  7. هاشمی، سعید (۱۳۸۵)، پیاده رو شلوغ است، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چ اول
  8. هنرجو، حمید (۱۳۸۳)، یاس نجمه، مشهد، به نشر، چ اول
  9. سایت ویکیپدیا (مدخل: رضی هیرمندی)

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B6%DB%8C_%D9%87%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C

  1. سایت کتابخانه ملی ایران (جستوجو: رضی هیرمندی)

http://www.nlai.ira .۱۰۱

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *