خشونت و مدارا

شازده کوچولو و هری پاتر، دو راه متفاوت در ادبیات کودک
۲۵ تیر ۱۳۹۸
وضعیت ادبیات کودک در سال‌های پس از انقلاب
۲۵ تیر ۱۳۹۸
نمایش همه

Violence انتخاب شده از سوی دیگر در متون تخصصی نیز شاهد قرار دادن همین معادل در برابر واژه­ی لاتین هستیم (دکتر داریوش آشوری در فرهنگ اصطلاحات علوم انسانی در برابر Violence  معادل­هایی چون زور، خشونت، قهر و خشونت­گری را پیشنهاد کرده و عملا ً در متون شاهد انتخاب واژه­ی خشونت در برابر این لغت انگلیسی هستیم.) لغتنامه آکسفورد، Violence‎ را با مثال رفتار خشن”behaviour Violent “ توضیح داده و رفتار خشن را به معنای قصد آزار رساندن یا کشتن کسی دانسته است, لغت‌نامه و بستر نیز در برابر واژه violence تحمیل نیروی فیزیکی برای صدمه رساندن یا سوء استفاده کردن را به عنوان معنا ذکر کرده است.

مشخص است که هم در زبان فارسی و هم در زبان انگلیسی‏، این مفهوم نخست ناظر به کنشی فیزیکی است, و نه کنشی نظری و در حیطه اندیشه، اما دکتر «مونااومور»  Dr Mona Omoore در مقاله­ای که برای دانشگاهی در دوبلین، تحت عنوان «تعریف خشونت»، در باب این مفهوم ارائه کرده، پس از بررسی میدانی و تحقیق کتابخانه­ای در باب معنای خشونت, این تعریف کلاسیک از خشونت را به عنوان تعریف نهایی ارائه می­کند:

خشونت, رفتاری پرخاشگرانه است که ممکن است به صورت فیزیکی, جنسی یا عاطفی توهین­آمیز باشد. رفتار پرخاشگرانه, توسط یک فرد یا گروه, در برابر گروهی دیگر یا دیگران انجام می­پذیرد. رفتار توهین­آمیز فیزیکی, وقتی است که یک کودک یا فرد بالغ, یا یک گروه, به صورت مرضی, دیگری یا دیگران را مورد اذیت, آسیب و یا قتل قرار می­دهند … رفتار توهین­آمیز عاطفی وقتی صورت می­گیرد که حمله زبانی, تهدید …. تمسخر, نعره, طرد و یا رواج شایعات بدخواهانه در حق فردی انجام شود. رفتار توهین­آمیز جنسی, وقتی مصداق دارد که کسی در معرض تهاجمی جنسی یا تجاوز به عنف قرار گیرد.[۱]

به این ترتیب تا حدودی معنای لفظی واژه خشونت برای ما روشن شد, اما خشونت واژه­ای تخصصی نیز هست و در حوزه­های متنوعی ازقبیل فلسفه, سیاست, جامعه­شناسی و روان­شناسی کاربرد دارد. پیش از آنکه ما تعریف خود از خشونت را که مبنای این مقاله است ارائه دهیم, لازم است که تأملی بر معنای خشونت در هریک از حوزه­های فوق داشته باشیم و پس از آن تعریف مبنایمان را مطرح کنیم.

 

الف) خشونت در فلسفه

شاید نخستین متن فلسفی که خشونت در آن مطرح شده, آثار افلاطون باشد, جایی که او از سیاست‌های قوم اسپارت و جایگاه خشونت در آن قوم سخن می­گوید و آنان را بدین سبب سرزنش می­کند. خشونت در تاریخ فلسفه, خصوصاً فلسفه سیاسی همیشه جایگاه مهم و ویژه­ای داشته است. فلاسفه سیاست, خشونت را به دو بخش خشونت مشروع (خشونتی که دولت حق اعمال آن را برای نظم دارد, خشونت قانونی, خشونت در برابر گناهکاران و …) و خشونت نامشروع (تجاوز, تعدی و …) تقسیم کرده­اند. اگر ما جنگ را تجلی خشونت بین دو قوم بدانیم, آن­گاه با کمال تعجب خواهیم دانست که خشونت نزد بسیاری از فیلسوفان مورد تحسین و تمجید بوده است. هگل فیلسوف بزرگ آلمانی, جنگ را از ضروریات قوام و قوت روح یک ملت می­داند و به دولتمردان توصیه می­کند که حتماً هر چند سال و برای دوری از ضعف روح قومی یک جنگ به راه بیندازند:

«جنگ همانند حرکتِ ناشی از وزیدن باد است که آب­های دریاچه­ها را از فاسد شدن مصون می­دارد. فسادی که از آرامش بادها پدید می­آید, نظیر همان فسادی است که در نتیجه دراز مدت, و به دلیل اقوی بر اثر «صلح جاوید» ملت­ها را ضایع می‌سازد.»[۲]

[۱].  Violence definition by Dr. Mona Omoore, Find it in http://www. Comune. Torino. It/ novasres/ newhome. htm

[۲] . G.W.F Hegel: Principles de la philosophie du dorit, pp 324 – ۳۲۵

به نقل از هگل و سیاست مدرن, رامین جهانبگلو

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *